
هيچ دعايي به آسمان نمي رسد مگر....
هيچ دعايي به آسمان نمي رسد مگر اين كه دعا كننده بر محمد وال او صلوات بفرستد.
بهترين اعمال در آخرت:
رسول خدا (ص) فرمودند: بهترين اعمال در آخرت سه چيز است:
ا-صلوات بر محمد وال محمد
2-آبرساني به تشنه ها
3-حب ودوستي علي بن ابي طالب.
امام وصلوات بر محمد وال محمد:
رجاء بن ابي ضحاك مي گويد:
امام رضا (ع) دعاهايش را با صلوات فرستادن بر محمد وخاندان او شروع مي كرد، ودر نماز وغيره آن زياد صلوات مي فرستاد.
در حفظ او بكوشيد:
از علي (ع) نقل كرده اند كه : بر محمد وال محمد صلوات بفرستيد زيرا خداوند عز وجل ، در وقتي كه محمد(ص) را ياد كنيد واو را دعا نماييد ودر حفظ او بكوشيد ، دعايتان را قبول خواهد فرمود.
اجابت دعا:
از امام صادق(ع) روايت شده كه رسول خدا 0ص) فرمود: صلوات فرستادن شما بر من ، اجابت ، دعاي شما وپاكيزگي اعمالتان مي باشد.
خدا جواد تر از آن است:
در كتاب جمال الا سبوع ، از امام جعفر صادق(ع) روايت شده است كه وقتي بنده اي صلوات مي فرستد مستجاب مي شود هر دعايي كه بعد آن بكند زيرا خداوند جوادتر از آن است كه بعضي را رد نمايد وبعضي را مستجاب بگرداند.
صلوات ودعاي مردم:
امام صادق(ع) فرمود:
صلوات از جانب خداوند رحمت است واز سوي فرشتگان پاك كردن و از طرف مردم دعا است.
رفع موانع با صلوات:
در روايت آمده است : دعايي نيست جز آن كه ميان آن وآسمان اجابت وفاصله اي است وآن گاه كه ذكر صلوات به ميان آيد ، پنهاني كنار مي رود ودعا به اجابت مي رسد وبدون صلوات به استجابت نمي رسد.
استجابت دعا:
رسول خدا - صلى الله عليه و آله - فرمود هر كه بگويد:
لا اله الا الله وحده لا شريك له . اللهم صل على محمد و آل محمد.
مرغ سبزى ، از دهان او بيرون بيايد. و دو بال دارد، مكلل به مرواريد و ياقوت .
و چون آن دو بال را مى گشايد، به مشرق و مغرب مى رسد و از آن مرغ ، صدايى شنيده مى شود، مثل صداى مگس نحل .
پس حق تعالى به او مى فرمايد كه : مرا مدح كردى و پيغمبر مرا مدح كردى ، الحال ساكن مشو.
آن مرغ مى گويد كه : چگونه ساكن شوم ، و حال آن كه تو گوينده لا اله الا الله را نيامرزيدى ؟
خطاب مى رسد: ساكن شو، من او را آمرزيدم .
شرايط استجابت دعا :
شخصى خدمت امام صادق عليه السلام آمد، و عرض كرد: دو آيه در قرآن است كه من هر چه به سراغ آن مى روم آن را نمى يابم (و به محتواى آن نمى رسم(.
حضرت فرمود: كدام آيه ؟
او گفت : آيه اول اين سخن خداوند است كه فرمود: مرا بخوانيد تا دعاى شما را مستجاب كنم ؛ ادعونى استجب لكم و من خدا را مى خوانم اما دعايم مستجاب نمى شود!
امام فرمود: آيا فكر مى كنى خداوند عزوجل در وعده خود تخلف كرده ؟
گفت : نه .
فرمود: پس علت آن چيست ؟
عرض كرد: نمى دانم .
فرمود: اينك به تو خبر مى دهم ، كسى كه اطاعت خداوند متعال كند در آن چه امر به دعا كرده و جهت دعا را در آن رعايت كند اجابت خواهد كرد.
عرض كرد: جهت دعا چيست ؟
فرمود: نخست حمد خدا مى كنى و نعمت او را ياد آور مى شوى ، سپس شكر مى كنى ، بعد درود بر پيامبر - صلى الله عليه و آله - مى فرستى ، سپس گناهانت را به خاطر مى آورى و اقرار مى كنى و از آنها به خدا پناه مى برى و توبه مى نمايى ، اين است جهت دعا!
سپس فرمود: آيه ديگر كدام است ؟
عرض كرد: اين آيه كه مى فرمايد: در راه خدا انفاق كنيد تا خدا بهتر از آن در راه خدا انفاق مى كنيم ؛ ولى چيزى كه جاى آن را پر كند عايد نمى شود!
امام فرمود: اگر كسى از شما مال حلالى به دست آورد و در راه خدا انفاق كند هيچ درهمى را انفاق نمى كند مگر اين كه خدا عوضش را به او مى دهد.
باز شدن درهاى آسمان براى دعا كننده
روزى رسول خدا - صلى الله عليه و آله - به امير المؤ منين - عليه السلام - فرمود: آيا تو را مژده ندهم ؟
امير المؤ منين - عليه السلام - فرمود: بفرما پدر و مادرم قربانت ! شما كه پيوسته مبشر به خير و خوبى ها بوده ايد.
فرمود: جبرييل تازگى براى من خبر خوشى آورده و آن اين است كه هر كدام از امت من هنگامى كه بر من صلوات مى فرستد، اگر نام اهل بيتم را نيز ملحق سازد درهاى آسمانى جملگى براى پذيرفتن دعا و عبادت او گشوده گردد، و فرشتگان هفتاد درود بر وى بفرستند، و اين خود محو كننده جرم است ، آن گاه گناهان چون برگ درختان از او بريزد، و خداوند تعالى فرمايد:
لبيك تو را پذيرفتم بنده من خجسته و مسعود باشى ! سپس به فرشتگان گويد: شما هفتاد بار بر وى درود فرستاديد و من هفتصد بار؛ ليكن اگر تنها بر من صلوات بفرستد و اهل بيتم را ملحق نسازد ميان دعاى او و آسمان هفتاد حجاب حايل باشد، و خداوند جل و جلاله فرمايد: لا لبيك تو را نپذيرفتم خجسته مباد و مسعود نباشى .
اى فرشتگان من ! دعاى او را به آسمان نبريد تا اين كه اهل بيت پيغمبرش را نيز در فرستادن درود با پيغمبر ملحق سازد، پس هم چنين دعايش پذيرفته نگردد و به آسمان بالا نرود تا بر اهل بيت پيغمبر - صلى الله عليه و آله - نيز سلام و درود بفرستند.
در ميان دو صلوات
امام صادق - عليه السلام - فرمودند:
هر كه حاجتى به خدا عزوجل باشد، بايد با صلوات بر محمد و آلش آن را آغاز كند و سپس حاجت خود را بخواهد و باز هم در پايان ، صلوات بر محمد و آلش بفرستد؛ زيرا خداوند عزوجل از آن كريم تر است كه دو طرف را بپذيرد و ميانه را وا نهد؛ زيرا صلوات بر محمد و آلش از او محجوب نباشد.
قبولى دعا
امام صادق - عليه السلام - فرمودند:
لا يزال الدعاء محجوبا حتى يصلى على محمد و آل محمد. ؛
پيوسته دعا محجوب است تا صلوات فرستاده شود به محمد و آل محمد - صلى الله عليه و آله -
بالا رفتن دعا
امام صادق - عليه السلام - فرمودند:
من دعا و لم يذكر النبى - صلى الله عليه و آله - رفرف الدعاء على راءسه فاذا ذكر النبى - صلى الله عليه و آله - رفع الدعاء ؛
هر كه دعايى كند و نام پيغمبر - صلى الله عليه و آله - نبرد، دعايش گرد سرش بچرخد و هر گاه نام پيغمبر - صلى الله عليه و آله - را برد، دعايش بالا رود.
شرط قبولى دعا
امام على - عليه السلام - فرمودند:
كل دعاء محجوب حتى يصلى على النبى - صلى الله عليه و آله - ؛
هيچ دعايى به آسمان نمى رسد؛ مگر اين كه دعا كننده بر محمد و آل او صلوات بفرستد.
صلوات ، دعاى مردم
امام صادق - عليه السلام - فرمود:
الصلوة من الله رحمة و من الملائكة التزكية و من الناس دعاء ؛
صلوات از جانب خداوند رحمت است و از سوى فرشتگان پاك كردن و از طرف مردم دعا است .
معناى صلوات
از امام كاظم - عليه السلام - درباره معناى درود خدا و فرشتگان و مؤ منان در آيه :
ان الله و ملائكته يصلون على النبى يا ايها الذين آمنوا صلوا عليه و سلموا تسليما - صلاة الله رحمة من الله ، و صلاة الملائكة تزكية منهم له ، و صلاة لمؤ منين دعاء منهم له
خدا و فرشتگان او بر پيامبر درود مى فرستند. اى كسانى كه ايمان آورده ايد بر او درود فرستيد و به فرمانش به خوبى گردن نهيد!
سؤ ال شده ، فرمود:
درود فرستادن خدا نوعى رحمت از جانب اوست و درود فرشتگان ستايشى است از آنان نسبت به رسول خدا و درود مؤ منان دعايى است از آنها براى پيامبر - صلى الله عليه و آله -
قرار دادن نام پيامبر (ص ) در دعا
رسول خدا - صلى الله عليه و آله - فرموده است :
مرا چون قدح شتر سوار نسازيد؛ زيرا شتر سوار قدح خود را پر مى كند و هر وقت خواست مى نوشد، مرا در آغاز دعا و ميانه دعا و آخر دعاى خود قرار دهيد.
رفع موانع و حجاب ها
در روايت آمده است : دعايى نيست جز آن كه ميان آن و آسمان اجابت ، حجاب و فاصله اى است و آن گاه كه ذكر صلوات بر محمد و آل او به ميان آيد، حجاب ها كنار مى رود و دعا به اجابت مى رسد و بدون صلوات دعا به استجابت نمى رسد.
امام و صلوات بر محمد و آل محمد (ص(
رجاء بن ابى ضحاك مى گويد:
امام رضا - عليه السلام - دعاهايش را با صلوات فرستادن بر محمد و خاندان او شروع مى كرد، و در نماز و غير آن زياد صلوات مى فرستاد.
در حفظ او بكوشيد
از على - عليه السلام - نقل كردند كه : بر محمد و آل محمد صلوات بفرستيد؛ زيرا كه خداوند عزوجل ، در وقتى كه محمد صلى الله عليه و آله را ياد كنيد و او را دعا نماييد و در حفظ او بكوشيد، دعاى تان را قبول خواهد فرمود.
ديدن مقصود در خواب
از على - عليه السلام - روايت شده است كه :
هر كس بخواهد در خوابش به او نمايد آن چه خواهد، پيش از خوابيدن شش ركعت نماز بخواند در ركعت اول حمد يكبار، والشمس هفت بار و در ركعت دوم حمد يكبار، و الليل هفت بار و در ركعت سوم حمد يكبار، والضحى هفت بار و در ركعت چهارم حمد يكبار، الم نشرح هفت بار، و در ركعت پنجم حمد يكبار، والتين هفت بار، و در ركعت ششم حمد يكبار، انا انزلناه هفت بار و وقتى نماز را تمام كرد خدا را ثنا گويد و صلوات بر پيغمبرش فرستد و آن گاه گويد:
اللهم رب محمد و رب ابراهيم و موسى . رب اسحق و يعقوب و رب جبراييل و ميكاييل و اسرافيل و عزراييل و منزل التورات و الانجيل و الزبور و الفرقان العظيم اءرنى فى منامى الليلة ما اءنت اعلم به منى
اگر در شب يكم تا سوم خواب ديد كه بهتر وگرنه به هفتم نرسد كه به مقصود رسد.
بركت صلوات
مردى به امام جواد - عليه السلام - عرضه داشت :
پدرم مرده و مالى از خود به جاى گذاشته كه نمى دانم كجاست ، من عيالمند و از دوستدارن شما هستم .
امام - عليه السلام - به او فرمود: شب پس از نماز عشا بر محمد و آل محمد صلوات بفرست ، پدرت را در خواب مى بينى ، او محل مال را به تو نشان خواهد داد.
مرد به دستور آن حضرت (ع ) عمل كرد. پدرش را در خواب ديد كه به او گفت : پسرم ! مال در فلان محل است و به فرزند رسول خدا - صلى الله عليه و آله - بگو كه من تو را بر محل مال آگاه نموده ام .
او از خواب بيدار شده ، رفت و مال را از همان محل برداشت ، و آن گاه جريان را به امام جواد - عليه السلام - خبر داد.
امام - عليه السلام - فرمود: سپاس خداى را كه تو را گرامى داشت .
رويت نبى در خواب
امام صادق (ع ) فرمودند: هر كس مى خواهد رسول خدا را در خواب ببيند، بعد از نماز عشا، غسل كاملى بكند و چهار ركعت نماز با چهارصد آية الكرسى بخواند (در هر ركعت بعد از حمد صد بار) و هزار بار بر محمد و آل محمد صلوات بفرستد پس در جامه نويى كه كسى در آن نخوابيده بخوابد، دست راست را زير گونه راست بگذارد و صد بار تسبيحات اربعه را بگويد كه دنبال آن لا حول و لا قوة الا بالله نباشد و صد بار بگويد: ماشاءالله .
برآورده شدن نياز در خواب
از مجموع الدعوات تلعكبرى از اهل بيت - عليهم السلام - روايت شده است كه :
وقتى مى خواهى در خواب آن چه را كه نياز دارى ببينى و براى تو شرح دهند، سوره حمد - معوذتين - قل هو الله - انا انزلناه و آية الكرسى را با وضو بر كف دست راستت بنويس و چون خوابيدى بگو: اءهيا شراهيا به من بنما در خوابم چنين و چنان و بگو اللهم صل على محمد و آله سادتى و موالى و اءرنى ذلك بقدرتك انك على كل شى ء قدير با طهارت در جامه پاك بخواب و سوره والشمس - والليل - والتين را هر كدام هقت بار بخوان و پس از آن بگو: اللهم صل على محمد و آل محمد و اجعل لى من اءمرى فرجا و مخرجا كه در خواب به تو دستور كارت را بدهند، تا هفت شب پياپى چنين كن ، كه يكى در شب يكم يا دوم يا پنجم يا هفتم به خوابت آيد و چاره كار تو را به تو گويد.
نظر لطف پيامبر :
مردي بسيار زاهد واهل ورع بود و اونيز حديث مي نوشت ، مي گفت وقتي به نوشتن نام حضرت رسول مي رسيدم صلوات را نمي نوشتم. شبي آن حضرت را در خواب ديدم ، كه از روي غضب به من فرمود : چرا ر وقت نوشتن من ، نوشتن صلوات را نرك مي كني ؟
من ترسيدم ، ودر دل خود گذارانيدم كه هرگز اين بي ادبي را نكنم. وهنگامي كه بيدار شدم ، ديگر تر ك نوشتن صلوات را نكردم. وبعد از مدتي ، بار ديگر، آن حضرت را در خواب ديدم وبه نظر لطف ومرحمت در من نگريست وفرمود: صلوات تورا به من رسانيدند .هرگاه مرا ياد كني ، يا در نزد تو مذكور شوم ، يا نام من را مي نويس ، بگو يا بنويس : " صلي الله عليه و آله وسلم" .
بوي بهشت را استشمام نخواهد كرد:
پيامبر مي فرمايند: كسي كه بر من صلوات بفرستد ولي بر آل من ، صلوات نفرستد بوي بهشت را استشمام نخواهد كرد.
گل محمدي:
رسول خدا (ص) فرمودند: كسي كه گل سرخ (گل محمدي) ببويد وبر من وآل من صلوات نفرستد بر من جفا كرده است.
گم كردن را بهشت:
رسول خدا(ص) مي فرمايند:
كسي كه صلوات بر من را فراموش كند ، راه بهشت را گم كرده است.
بخيل ترين مردم:
رسول خدا (ص) فرموده است: بخيل ترين مردم كسي است كه نام من نزد او برده شود وبر من درود نفرستد.
مجلس حسرت وبال:
رسول خدا فرمود: هرگروهي كه در مجلسي جمع شوند ودر آن مجلس ياد خدا نكنند وبر پيغمبر (ص) صلوات نفرستند ، آن مجلس برايشان حسرت وبال خواهد بود
سخن بدون بركت:
پيامبر اعظم (ص) مي فرمايند: سخني كه با نام وصلوات بر من آغاز نشود ، نا پايدار وبه دور از هرگونه خير وبركتي است.
شقي باد آن بنده:
رسول خدا (ص) روزي برپايه اول منبر بالا رفت وسه مرتبه فمود : آمين. وقتي بر منبر بالا رفت ، فرمود : چون به درجه اول بالا رفتم جبرئيل گفت : شقي باد بنده اي كه ماه رمضان را دريابد ، وما رمضان به آخر رسد، وآمرزيده نشود
من گفتم : آمين.
سپس گفت شقي باد بنده اي كه پدر ومادر يا يكي از ايشان را درك نمايد ، وباعث داخل شدن آن كس در بهشت نگردد .
من گفتم : آمين.
بعد گفت شقي باد بنده اي كه تو در نزد او مذكور شوي ، وبر تو صلوات نفرستد .
من گفتم : آمين.
شخص بدبخت:
رسول خدا مي فرمايند: بيني مردي كه من در نزد او ياد شوم وبر من درود نفرستد ، به خاك ذلت ماليده مي شود واز آن حضرت (ص) روايت شده است كه هر كس من را ياد كند وبر من درود نفرستد ، بد بخت خواهد بود.
ترك نوشتن صلوات:
مردي در بصره حديث مي نوشت . وقتي به نام مبارك آن حضرت مي رسيد ، از روي عمد نوشتن صلوات ، را ترك مي كرد ، در اندك زماني ، آكله در انگشتانش افتاد ، وبه كلي دستش جدا شد.
گمراه ترين انسان:
رسول خدا مي فرمايند: گمراه ترين انسان ها ، كسي است كه نام من پيش او بر زبان آيد ولي او بر مني صلوات نفرستد .
صلوات براي رهايي از بند:
براي عده اي كه از اهل سير وسلوك به تجربه رسيده است به عدد بسم الله الرحمن الرحيم ، اين عدد كه 786 مرتبه صلوات براي وسعت رزق وخلاصي از بند مجرب است.
بركت صلوات:
مردي به امام جواد (ع) عرضه داشت : پدرم مرده ومالي از خود به جاي گذاشته نمي دانم كجاست ، من عيالمند واز دوستاران شما هستم.
امام جواد به او فرمود : شب پس از نماز عشا بر محمد وآل محمد صلوات بفرست ، پدرت را در خوا مي بيني و او محل مال را به تو نشان خواهد داد.
مرد به دستور آن حضرت عمل كرد. پدرش را در خواب ديد كه به او گفت: پسرم مال در فلان محل است وبه فرزن رسول خدا بگو من تو را بر محل مال آگاه نمودم.
اواز خواب بيدار شده ، رفت ومال را از همان محل برداشت ، وآن گاه جريان را به امام جواد (ع) خبر داد.
امام فرمود : سپاس خداي را كه تو را گرامي داشت.
رفع فقر به واسطه صلوات :
سهل بن سعد روايت شده است كه : مردي خدمت رسول خدا (ص) آمد واز فقر شكايت كرد ، آن حضرت فرمود :
وقتي داخل خانه خود شدي سلام كن خوا كسي باشد وخواه كسي نباشد وبر من صلوات فرست ، وبعد از آن سوره اخلاص بخوان.
رفع فقر:
رسول خدا (ص) فرمودند : صلوات فرستادن فقر را برطرف مي كند.
محفوظ ماندن عيال
امام حسن عسكرى - عليه السلام - فرمودند:
مردى از دوستداران على - عليه السلام - از شهر شام نامه اى خدمت ايشان نوشته كه : من مال زيادى دارم و داراى اهل و عيال هستم كه از جدايى آنها مى ترسم در عين حال بسيار علاقه مند هستم كه خدمت شما برسم .
حضرت پاسخ فرمودند: اموال خود را در جايى جمع كن و صلوات بر روح محمد - صلى الله عليه و آله - بفرست و بگو خدايا! اينها به امر بنده تو على بن ابى طالب - عليه السلام - نزد تو امانت است .
آن مرد همان گونه كه حضرت فرموده بودند عمل نمود، به شهر كوفه رفت تا به خدمت حضرت على - عليه السلام - رسيد.
خبر به معاويه رسيد و دستور داد بروند و تمام اموالش را غارت كنند و عيال او را به كنيزى بگيرند.
وقتى گماشتگان معاويه وارد خانه آن مرد شدند، هيچ كسى را جز اهل و عيال معاويه و يزيد در آن محل نديدند. اهل و عيال معاويه و يزيد به گماشتگان گفتند: شما برگرديد؛ زيرا ما هر چه اموال بود گرفتيم و اهل و عيالش را هم به بازار فرستاديم ، گماشتگان برگشتند و به اين گونه خداوند اهل و عيال آن مرد را حفظ نمود.
پس از چند روز دزدان شهر خبردار شدند كه آن مرد نيست و اموالش بى صاحب است . آنها آمدند تا هر چه دارد به غارت ببرند؛ اما به قدرت خداى متعال ، اموال آن مرد را به صورت مار و عقرب ديدند. بعضى از آنها مار گزيده شده و هلاك گشتند و بعضى هم بيمار شدند. تا اين كه يك روز امير المؤ منين على - عليه السلام - به آن مرد فرمود: آيا دوست دارى اهل و عيال و اموالت در مقابل تو حاضر شوند؟
آن مرد گفت : آرى .
سپس تمام اموال و اهل و عيال ايشان به معجزه آن حضرت حاضر شدند و در اين حال وقايع پيش آمده را تعريف كردند كه چگونه اهل و عيال يزيد و معاويه آمدند و چگونه دزدان به دست مارها و عقرب ها گزيده شدند.
حضرت فرمودند:
ان الله ربما اظهر آية لبعض المؤ منين ليزيد فى بصيرته ؛
يعنى : در بعضى از اوقات براى مؤ منين نشانه اى ظاهر مى شود تا ايمان آنها اضافه شود.
اداى قرض
در تاريخ مدينه دهلويست كه يك مرد نيك هزار اشرفى وام داشت و بستانكار از او شكايت كرد او را نزد قاضى برد، و يك ماه مهلت گرفت و رفت به درگاه خداى تعالى و بر پيغمبر - صلى الله عليه و آله - زارى كرد. شب 27 ماه رجب در خواب ديد كه يكى مى گويد: خدا وام تو را مى پردازد! برو نزد اين عيساى وزير و بگو رسول خدا - صلى الله عليه و آله - مى فرمايد سه هزار وامم را بپرداز.
بيدار شد و شاد بود و با خود انديشيد كه اگر گفت : نشانه اين واقعه چيست ؟ چه گويم ؟ آن روز خوددارى كرد و شب دوم هم همين خواب را ديد و شادمان بيدار شد و باز هم شرمش آمد و آن روز هم نزد وزير نرفت .
شب سوم باز پيغمبر را خواب ديد كه سبب نرفتن را از او پرسيد و گفت : از شما نشانى راستى اين واقعه را مى خواهم ؟
پيغمبر آن را پسنديد و فرمود: به او بگو تو پس از نماز سپيده دم تا بر آمدن خورشيد پيش از آن كه با كسى سخن گويى پنج هزار بار بر من صلوات مى فرستى و جز خدا و كرام الكاتبين آن را ندانند.
روز سوم رفت و خوابش را با نشانى گفت ، وزير شاد شد و گفت : مرحبا به رسول خدا - صلى الله عليه و آله - و سه هزار اشرفى براى پرداخت وام به من داد و سه هزار براى هزينه عيال و سه هزار براى هزينه عيال و سه هزار براى سرمايه كار و از من خواست پيوند دوستى از او نبرم و هر نيازى را به او پيشنهاد كنم . سه هزار را نزد قاضى بردم و بستانكار را با افسوس و آه نزد او ديدم و پول ها را شمردم و داستان از گفتم .
قاضى گفت : چرا همه كرم از وزير باشد، من خودم وام تو را مى پردازم .
بستانكار گفت : من سزاوارترم كه بگذرم و گفت من براى رسول خدا و رسول خدا از اين پول گذشتم . قاضى گفت : من آن چه در راه خدا دادم پس نگيرم و همه اموال را با خود آوردم شكر گزار خدا و مصلى بر پيغمبرش .
باريدن طلا از آسمان
در حكايات الصالحين آورده اند كه :
فقيرى محتاج و عيالوار، براى طلب پول از خانه بيرون آمد، نمى دانست كه به كجا برود. ناگاه گذارش به كنار مجلس واعظى افتاد كه حاضران را به فرستادن صلوات ترغيب مى فرمود. آن فقير در آن جا ايستاد و شنيد كه واعظ مى گفت : در فرستادن صلوات ، تقصير مكنيد كه اگر توانگر بر آن سرور صلوات فرستد، در مالش بركت به هم مى رسد و اگر فقير صلوات فرستد، حق تعالى از آسمان روزى بر او مى فرستد.
آن فقير از آن مجلس بيرون رفت و به فرستادن صلوات مشغول شد؛ بعد سه روز، از ويرانه اى مى گذشت ، پايش به سنگى خورد. آن سنگ كنده شد و سبوى پر از زر، در زير آن سنگ ظاهر گرديد.
آن مرد گفت : وعده روزى من از آسمان است ، و روى زمين را نمى خواهيم ، و آن سنگ را در جاى خود گذاشت و به خانه آمد، صورت حال را با زن گفت . آن مرد، همسايه اى داشت كه يهودى بر بام خانه خود بود؛ و حكايت آن مرد را كه با زنش مى گفت ، شنيد. و فى الحال ، از بام فرود آمده ، به ويرانه رفت ، آن سبو را برداشته ، به خانه آمد. وقتى سر آن را گشود، ديد كه سبو، پر از مار و عقرب است . به اطرافيان خود گفت : اين همسايه مسلمان ، دشمن ما است . وقتى كه من در بام بودم ، فهميد، و آن سخن را براى اين گفت كه در طمع افتم ، و آن سبو را به خانه آورم ، و از آن ضررى به من رسد. پس بهتر آن است كه آن را به بام برده از راه ، روزنه ، در خانه او ريزم ، تا آن كه ضررى را كه براى من مى خواست ، به خودش برگردد.
به بام آمد، در وقتى كه آن زن فقير، به شوهر خود مى گفت : روا باشد كه تو سبوى پر از زر بيابى و آن را بگذارى و ما در فقر و تنگدستى باشيم ؟
آن مرد مى گفت : من اميدوارم كه روزى ما از آسمان نازل شود.
ناگاه يهودى ، سر سبو را گشود و آن را سرنگون ساخت ؛ آن مرد، آوازى شنيده سر را بالا كرده ديد كه از روزنه خانه او، زر فرو ريخت . فرياد زد: اى زن ! اين زر است كه از آسمان فرو مى ريزد، و آن زرها را بر مى داشت ، و صلوات مى فرستاد.
وقتى يهودى ديد كه از سبو زر مى ريزد، آن را برداشت ، در آن مكان ، ديد كه همان مار و عقرب است . باقى را نيز، در خانه درويش ريخت ، و همه زر سرخ بود. آن يهودى دانست كه اين سرى است از اسرار غيبى كه به ظهور مى رسد. در خاطرش گذشت كه اين همان حكم آب نيل دارد، كه در زمان حضرت موسى على نبيا و آله و عليه السلام در نظر قبطى خون مى نمود، و در نظر سبطى آب بود. و فى الحال ، آن درويش را به بام طلبيده ، به دست او مسلمان شد و از بركت صلوات بر آن حضرت ، مسلمان را دولت غناء، و يهودى را سعادت اسلام روزى شد.
ثواب ده هزار بار صلوات
شخصى نزد سلطان محمود سبكتكين آمد و گفت : مدتى بود كه مى خواستم رسول خدا - صلى الله عليه و آله - را در خواب ببينم ، و عرضى كه دارم به آن غمخوار بگويم . قضا را، سعادت مساعدت نمود و در شب گذشته ، به اين دولت رسيدم . جمال با كمال آن عديم المثال را در خواب ديدم . وقتى چون آن جناب را خوشحال يافتم ، قدم در بساط جراءت گذاشتم و گفتم : يا رسول الله ! هزار درهم قرض دارم ، و بر اداى آن قادر نيستم ، و مى ترسم كه اجل رسد، و آن وام در گردن من بماند.
آن حضرت فرمود: برو به نزد محمود سبكتكين ، و آن مبلغ را از او بستان .
عرض كردم : شايد از من باور نكند و نشان طلبد.
فرمود: به او بگو به آن نشان كه در اول شب چون تكيه مى كنى ، سى هزار مرتبه به من صلوات مى فرستى و در آخر شب كه بيدار مى شوى ، سى هزار مرتبه ديگر بر من صلوات مى فرستى .
سلطان از شنيدن اين داستان گريه كرد و آن مرد را تصديق نمود و قرض او را ادا كرد و هزار درهم ديگر نيز به او بخشيد.
اركان دولت ، تعجب نموده ، گفتند: اى سلطان ! اين مرد را در اين سخن محال تصديق مى كنى ؛ و حال آن كه ما در اول شب و آخر شب با توييم .
نمى بينيم كه به فرستادن صلوات اشتغال نمايى و اگر كسى در تمام اوقات شبانه روزى به فرستادن صلوات اشتغال نمايد، نمى تواند كه شصت هزار مرتبه صلوات فرستد. پس چگونه در اين صورت در اول و آخر شب ميسر مى گردد؟ سلطان گفت كه : من از علما شنيده ام كه هر كه يك بار به صلوات مذكوره صلوات فرستد چنان است كه ده هزار بار صلوات فرستاده ، و من در اول شب سه مرتبه ، و در آخر شب سه مرتبه اين صلوات را مى خوانم و چنان مى دانم كه شصت هزار بار صلوات فرستاده ام . پس پس از اين درويش كه پيغام آن حضرت را آورده است ، راست مى گويد. و اين گريه من از شادى است .
سنگين ترين اعمال در ميزان:
امام باقر يا امام صادق (ع) فرمودند : در ميزان ، چيزي سنگين تر از صلوات بر محمد وآل محمد نيست ، وبه راستي مردي باشد كه اعمالش را در ميزان گذارند وسبك آيد وثواب صلوات اودر ايد وآن ميزان او نهند وسنگين گردد بچرخد به سود او.
فرشتگان قاصد صلوات بر پيامبر:
امام صادق (ع) فرمود: هركس بر پيغمبر وآل پيغمبر در هر روز يك صد بار ، صلوات بفرستدوهفتاد فرشته او را در ميان گيرند وآن صلوات را براي رساندن به رسول الله (ص) از رفيق خود سبقت مي گيرند.
ده صلوات پاداش يك صلوات :
رسول خدا (ص) فرمود: حق سبحانه وتعالي ، عطا فرمود به ملكي از ملايكه ، اسم هاي همه خلايق را ، با اسم پدر ايشان ، وآن ملك بر قبر من ايستاده است تا روز قيامت.
پس هركه بر من صلوات فرستد ، آن ملك مي گويد كه : يا محمد فلان بن فلان بر تو فلان قدر صلوات فرستاد وحق تعالي ضامن شده است كه به هر صلواتي ده صلوات بر آن بنده فرستد.
فرستادن صلوات بين نماز ظهروعصر:
امام صادق (ع) فرمود: هركس بين نماز هاي ظهر وعصر بر پيغمبر وآلش درود فرستد ، آن درود برابر با هفتاد ركعت نماز خواهد بود.
پاداش صلوات:
امام رضا (ع) فرمودند: صلوات بر محمد وآل او معادل است با پاداش وثواب تسبيح وتكبير گفتن است.
صلوات بهترين دعا :
عبدالسلام بن نعيم گويد: به امام صادق (ع) عرض كردم : من داخل كعبه شدم ودعايي به خاطرم نيامد جز صلوات بر محمد. رسول خدا فرمود:آگاه باش مانند تو در فضيلت وثواب كسي از خانه خدا بيرون نيامده است.
من از محاسبه ثواب عاجزم:
رسول خدا (ص) فرمود : وقتي به معراج رفتم ديدم ملكي را كه هزار هزار دست دارد يك ميليئن وهردستي هزار هزار انگشت دارد وهر انگشتي هزار هزار بند دارد.
آن ملك گفت : من حساب دانه هاي قطرا باران را مي دانم كه چند تا در صحرا وچند دانه در دريا مي بارد ، وعرض كرد: تعداد قطرات باران را از ابتداي خلقت تا حال را مي دانم آن وقت عرض كرد حسابي كه من از محاسبه آن عاجزم .
فرمود: چيست؟
عرض كرد : هر گاه جماعتي از امت با هم باشند وبا هم بر تو صلوات بفرستند ، من از محاسبه صلوات عاجزم.
شيريني عسل:
روزي حضرت محمد مصطفي (ص) وامير مومنان علي (ع) در ميان نخلستان نشسته بودند كه زنبور عسلي شروع كرد دور پيغمبر چرخيدن. پيغمبر فرمد: يا علي مي داني اين زنبور چه مي گويد؟ حضرت علي (ع) فرمود خير. رسول اكرم فرمود: اين زنبور امروز مارا مهمان كرده ، ميگويد : يك مقدار عسل در فلان محل گذاشتم ،امير مومنان را بفرستيد تا آن را از آن محل بياورد. امير مومنان بلند شد وعسل را از آن محل آورد. حضرت رسول خدا فرمود:اي زنبور غذاي شما از شكوفه گل تلخ است ، به چه علتي آن شكوفه به عسلشيرين تبديل مي شود؟زنبور گفت : يا رسول الله شيريني اين عسل از بركت ذكر وجود مقدس شما است ، چون هر وقت مقداري از شكوفه استفاده مي كنيم همان لحظه به ما الهام مي شود كه سه بار برشما صلوات بفرستسم. وقتي كه صلوات مي فرستيم به بركت نام شما عسل ما شيرين مي شود
برترين اعمال در دوزخ:
ابو علقمه مي گويد : پيامبر بعد از نماز صبح ، روبه ما كرد وفرمود : اصحاب من ديشب عمويم ، حمزه وبرادرم ، جعفر طيار را در خواب ديدم .به آن دو بزرگوار نزديك شدم وگفتم : پدر ومادرم فدايتان كدام عمل را برتر يافتيد ؟ پاسخ دادند پدر ومادر ما فدايت ما صلوات فرستادن بر تو ، تشنه را سيراب كردن ومحبت علي ابن ابيطالب را برترين اعمال يافتيم
بوسه پيغمبر :
مرحوم حاج شيخ علي اكبر نهاوندي از علماي مشهد فرمود: يكي از زهاد وپرهيزگازان مي فرمود: من باخودم عهد كردم كه هر شب قبل از خوابيدن به اندازه معيني بر محمد وآل او صلوات مي فرستم.يك شب يك عده از رفقا ودوستان به اطاق وحجره ام آمدند .بااين كه حجره ام شلوغ بود تا دير وقت طول كشيد وخسته بودم ولي مثل هر شب صلوات هايم را فرستادم وبعد خوابيدم . خواب ديدم اقا رسول الله وارد حجره شدندواز تشريف فرمايي وجود مقدس حضرت ، در وديوار منور شده بود . بهسوي من تشريف آوردند وفرمودند : كجاست آن دهاني كه بر من صلوات مي فرستد ؟ مي خواهم ببوسم .من