هيچ دعايي به آسمان نمي رسد مگر....
هيچ دعايي به آسمان نمي رسد مگر اين كه دعا كننده بر محمد وال او صلوات بفرستد.
بهترين اعمال در آخرت:
رسول خدا (ص) فرمودند: بهترين اعمال در آخرت سه چيز است:
ا-صلوات بر محمد وال محمد
2-آبرساني به تشنه ها
3-حب ودوستي علي بن ابي طالب.
امام وصلوات بر محمد وال محمد:
رجاء بن ابي ضحاك مي گويد:
امام رضا (ع) دعاهايش را با صلوات فرستادن بر محمد وخاندان او شروع مي كرد، ودر نماز وغيره آن زياد صلوات مي فرستاد.
در حفظ او بكوشيد:
از علي (ع) نقل كرده اند كه : بر محمد وال محمد صلوات بفرستيد زيرا خداوند عز وجل ، در وقتي كه محمد(ص) را ياد كنيد واو را دعا نماييد ودر حفظ او بكوشيد ، دعايتان را قبول خواهد فرمود.
اجابت دعا:
از امام صادق(ع) روايت شده كه رسول خدا 0ص) فرمود: صلوات فرستادن شما بر من ، اجابت ، دعاي شما وپاكيزگي اعمالتان مي باشد.
خدا جواد تر از آن است:
در كتاب جمال الا سبوع ، از امام جعفر صادق(ع) روايت شده است كه وقتي بنده اي صلوات مي فرستد مستجاب مي شود هر دعايي كه بعد آن بكند زيرا خداوند جوادتر از آن است كه بعضي را رد نمايد وبعضي را مستجاب بگرداند.
صلوات ودعاي مردم:
امام صادق(ع) فرمود:
صلوات از جانب خداوند رحمت است واز سوي فرشتگان پاك كردن و از طرف مردم دعا است.
رفع موانع با صلوات:
در روايت آمده است : دعايي نيست جز آن كه ميان آن وآسمان اجابت وفاصله اي است وآن گاه كه ذكر صلوات به ميان آيد ، پنهاني كنار مي رود ودعا به اجابت مي رسد وبدون صلوات به استجابت نمي رسد.
استجابت دعا:
رسول خدا - صلى الله عليه و آله - فرمود هر كه بگويد:
لا اله الا الله وحده لا شريك له . اللهم صل على محمد و آل محمد.
مرغ سبزى ، از دهان او بيرون بيايد. و دو بال دارد، مكلل به مرواريد و ياقوت .
و چون آن دو بال را مى گشايد، به مشرق و مغرب مى رسد و از آن مرغ ، صدايى شنيده مى شود، مثل صداى مگس نحل .
پس حق تعالى به او مى فرمايد كه : مرا مدح كردى و پيغمبر مرا مدح كردى ، الحال ساكن مشو.
آن مرغ مى گويد كه : چگونه ساكن شوم ، و حال آن كه تو گوينده لا اله الا الله را نيامرزيدى ؟
خطاب مى رسد: ساكن شو، من او را آمرزيدم .
شرايط استجابت دعا :
شخصى خدمت امام صادق عليه السلام آمد، و عرض كرد: دو آيه در قرآن است كه من هر چه به سراغ آن مى روم آن را نمى يابم (و به محتواى آن نمى رسم(.
حضرت فرمود: كدام آيه ؟
او گفت : آيه اول اين سخن خداوند است كه فرمود: مرا بخوانيد تا دعاى شما را مستجاب كنم ؛ ادعونى استجب لكم و من خدا را مى خوانم اما دعايم مستجاب نمى شود!
امام فرمود: آيا فكر مى كنى خداوند عزوجل در وعده خود تخلف كرده ؟
گفت : نه .
فرمود: پس علت آن چيست ؟
عرض كرد: نمى دانم .
فرمود: اينك به تو خبر مى دهم ، كسى كه اطاعت خداوند متعال كند در آن چه امر به دعا كرده و جهت دعا را در آن رعايت كند اجابت خواهد كرد.
عرض كرد: جهت دعا چيست ؟
فرمود: نخست حمد خدا مى كنى و نعمت او را ياد آور مى شوى ، سپس شكر مى كنى ، بعد درود بر پيامبر - صلى الله عليه و آله - مى فرستى ، سپس گناهانت را به خاطر مى آورى و اقرار مى كنى و از آنها به خدا پناه مى برى و توبه مى نمايى ، اين است جهت دعا!
سپس فرمود: آيه ديگر كدام است ؟
عرض كرد: اين آيه كه مى فرمايد: در راه خدا انفاق كنيد تا خدا بهتر از آن در راه خدا انفاق مى كنيم ؛ ولى چيزى كه جاى آن را پر كند عايد نمى شود!
امام فرمود: اگر كسى از شما مال حلالى به دست آورد و در راه خدا انفاق كند هيچ درهمى را انفاق نمى كند مگر اين كه خدا عوضش را به او مى دهد.
باز شدن درهاى آسمان براى دعا كننده
روزى رسول خدا - صلى الله عليه و آله - به امير المؤ منين - عليه السلام - فرمود: آيا تو را مژده ندهم ؟
امير المؤ منين - عليه السلام - فرمود: بفرما پدر و مادرم قربانت ! شما كه پيوسته مبشر به خير و خوبى ها بوده ايد.
فرمود: جبرييل تازگى براى من خبر خوشى آورده و آن اين است كه هر كدام از امت من هنگامى كه بر من صلوات مى فرستد، اگر نام اهل بيتم را نيز ملحق سازد درهاى آسمانى جملگى براى پذيرفتن دعا و عبادت او گشوده گردد، و فرشتگان هفتاد درود بر وى بفرستند، و اين خود محو كننده جرم است ، آن گاه گناهان چون برگ درختان از او بريزد، و خداوند تعالى فرمايد:
لبيك تو را پذيرفتم بنده من خجسته و مسعود باشى ! سپس به فرشتگان گويد: شما هفتاد بار بر وى درود فرستاديد و من هفتصد بار؛ ليكن اگر تنها بر من صلوات بفرستد و اهل بيتم را ملحق نسازد ميان دعاى او و آسمان هفتاد حجاب حايل باشد، و خداوند جل و جلاله فرمايد: لا لبيك تو را نپذيرفتم خجسته مباد و مسعود نباشى .
اى فرشتگان من ! دعاى او را به آسمان نبريد تا اين كه اهل بيت پيغمبرش را نيز در فرستادن درود با پيغمبر ملحق سازد، پس هم چنين دعايش پذيرفته نگردد و به آسمان بالا نرود تا بر اهل بيت پيغمبر - صلى الله عليه و آله - نيز سلام و درود بفرستند.
در ميان دو صلوات
امام صادق - عليه السلام - فرمودند:
هر كه حاجتى به خدا عزوجل باشد، بايد با صلوات بر محمد و آلش آن را آغاز كند و سپس حاجت خود را بخواهد و باز هم در پايان ، صلوات بر محمد و آلش بفرستد؛ زيرا خداوند عزوجل از آن كريم تر است كه دو طرف را بپذيرد و ميانه را وا نهد؛ زيرا صلوات بر محمد و آلش از او محجوب نباشد.
قبولى دعا
امام صادق - عليه السلام - فرمودند:
لا يزال الدعاء محجوبا حتى يصلى على محمد و آل محمد. ؛
پيوسته دعا محجوب است تا صلوات فرستاده شود به محمد و آل محمد - صلى الله عليه و آله -
بالا رفتن دعا
امام صادق - عليه السلام - فرمودند:
من دعا و لم يذكر النبى - صلى الله عليه و آله - رفرف الدعاء على راءسه فاذا ذكر النبى - صلى الله عليه و آله - رفع الدعاء ؛
هر كه دعايى كند و نام پيغمبر - صلى الله عليه و آله - نبرد، دعايش گرد سرش بچرخد و هر گاه نام پيغمبر - صلى الله عليه و آله - را برد، دعايش بالا رود.
شرط قبولى دعا
امام على - عليه السلام - فرمودند:
كل دعاء محجوب حتى يصلى على النبى - صلى الله عليه و آله - ؛
هيچ دعايى به آسمان نمى رسد؛ مگر اين كه دعا كننده بر محمد و آل او صلوات بفرستد.
صلوات ، دعاى مردم
امام صادق - عليه السلام - فرمود:
الصلوة من الله رحمة و من الملائكة التزكية و من الناس دعاء ؛
صلوات از جانب خداوند رحمت است و از سوى فرشتگان پاك كردن و از طرف مردم دعا است .
معناى صلوات
از امام كاظم - عليه السلام - درباره معناى درود خدا و فرشتگان و مؤ منان در آيه :
ان الله و ملائكته يصلون على النبى يا ايها الذين آمنوا صلوا عليه و سلموا تسليما - صلاة الله رحمة من الله ، و صلاة الملائكة تزكية منهم له ، و صلاة لمؤ منين دعاء منهم له
خدا و فرشتگان او بر پيامبر درود مى فرستند. اى كسانى كه ايمان آورده ايد بر او درود فرستيد و به فرمانش به خوبى گردن نهيد!
سؤ ال شده ، فرمود:
درود فرستادن خدا نوعى رحمت از جانب اوست و درود فرشتگان ستايشى است از آنان نسبت به رسول خدا و درود مؤ منان دعايى است از آنها براى پيامبر - صلى الله عليه و آله -
قرار دادن نام پيامبر (ص ) در دعا
رسول خدا - صلى الله عليه و آله - فرموده است :
مرا چون قدح شتر سوار نسازيد؛ زيرا شتر سوار قدح خود را پر مى كند و هر وقت خواست مى نوشد، مرا در آغاز دعا و ميانه دعا و آخر دعاى خود قرار دهيد.
رفع موانع و حجاب ها
در روايت آمده است : دعايى نيست جز آن كه ميان آن و آسمان اجابت ، حجاب و فاصله اى است و آن گاه كه ذكر صلوات بر محمد و آل او به ميان آيد، حجاب ها كنار مى رود و دعا به اجابت مى رسد و بدون صلوات دعا به استجابت نمى رسد.
امام و صلوات بر محمد و آل محمد (ص(
رجاء بن ابى ضحاك مى گويد:
امام رضا - عليه السلام - دعاهايش را با صلوات فرستادن بر محمد و خاندان او شروع مى كرد، و در نماز و غير آن زياد صلوات مى فرستاد.
در حفظ او بكوشيد
از على - عليه السلام - نقل كردند كه : بر محمد و آل محمد صلوات بفرستيد؛ زيرا كه خداوند عزوجل ، در وقتى كه محمد صلى الله عليه و آله را ياد كنيد و او را دعا نماييد و در حفظ او بكوشيد، دعاى تان را قبول خواهد فرمود.
ديدن مقصود در خواب
از على - عليه السلام - روايت شده است كه :
هر كس بخواهد در خوابش به او نمايد آن چه خواهد، پيش از خوابيدن شش ركعت نماز بخواند در ركعت اول حمد يكبار، والشمس هفت بار و در ركعت دوم حمد يكبار، و الليل هفت بار و در ركعت سوم حمد يكبار، والضحى هفت بار و در ركعت چهارم حمد يكبار، الم نشرح هفت بار، و در ركعت پنجم حمد يكبار، والتين هفت بار، و در ركعت ششم حمد يكبار، انا انزلناه هفت بار و وقتى نماز را تمام كرد خدا را ثنا گويد و صلوات بر پيغمبرش فرستد و آن گاه گويد:
اللهم رب محمد و رب ابراهيم و موسى . رب اسحق و يعقوب و رب جبراييل و ميكاييل و اسرافيل و عزراييل و منزل التورات و الانجيل و الزبور و الفرقان العظيم اءرنى فى منامى الليلة ما اءنت اعلم به منى
اگر در شب يكم تا سوم خواب ديد كه بهتر وگرنه به هفتم نرسد كه به مقصود رسد.
بركت صلوات
مردى به امام جواد - عليه السلام - عرضه داشت :
پدرم مرده و مالى از خود به جاى گذاشته كه نمى دانم كجاست ، من عيالمند و از دوستدارن شما هستم .
امام - عليه السلام - به او فرمود: شب پس از نماز عشا بر محمد و آل محمد صلوات بفرست ، پدرت را در خواب مى بينى ، او محل مال را به تو نشان خواهد داد.
مرد به دستور آن حضرت (ع ) عمل كرد. پدرش را در خواب ديد كه به او گفت : پسرم ! مال در فلان محل است و به فرزند رسول خدا - صلى الله عليه و آله - بگو كه من تو را بر محل مال آگاه نموده ام .
او از خواب بيدار شده ، رفت و مال را از همان محل برداشت ، و آن گاه جريان را به امام جواد - عليه السلام - خبر داد.
امام - عليه السلام - فرمود: سپاس خداى را كه تو را گرامى داشت .
رويت نبى در خواب
امام صادق (ع ) فرمودند: هر كس مى خواهد رسول خدا را در خواب ببيند، بعد از نماز عشا، غسل كاملى بكند و چهار ركعت نماز با چهارصد آية الكرسى بخواند (در هر ركعت بعد از حمد صد بار) و هزار بار بر محمد و آل محمد صلوات بفرستد پس در جامه نويى كه كسى در آن نخوابيده بخوابد، دست راست را زير گونه راست بگذارد و صد بار تسبيحات اربعه را بگويد كه دنبال آن لا حول و لا قوة الا بالله نباشد و صد بار بگويد: ماشاءالله .
برآورده شدن نياز در خواب
از مجموع الدعوات تلعكبرى از اهل بيت - عليهم السلام - روايت شده است كه :
وقتى مى خواهى در خواب آن چه را كه نياز دارى ببينى و براى تو شرح دهند، سوره حمد - معوذتين - قل هو الله - انا انزلناه و آية الكرسى را با وضو بر كف دست راستت بنويس و چون خوابيدى بگو: اءهيا شراهيا به من بنما در خوابم چنين و چنان و بگو اللهم صل على محمد و آله سادتى و موالى و اءرنى ذلك بقدرتك انك على كل شى ء قدير با طهارت در جامه پاك بخواب و سوره والشمس - والليل - والتين را هر كدام هقت بار بخوان و پس از آن بگو: اللهم صل على محمد و آل محمد و اجعل لى من اءمرى فرجا و مخرجا كه در خواب به تو دستور كارت را بدهند، تا هفت شب پياپى چنين كن ، كه يكى در شب يكم يا دوم يا پنجم يا هفتم به خوابت آيد و چاره كار تو را به تو گويد.
نظر لطف پيامبر :
مردي بسيار زاهد واهل ورع بود و اونيز حديث مي نوشت ، مي گفت وقتي به نوشتن نام حضرت رسول مي رسيدم صلوات را نمي نوشتم. شبي آن حضرت را در خواب ديدم ، كه از روي غضب به من فرمود : چرا ر وقت نوشتن من ، نوشتن صلوات را نرك مي كني ؟
من ترسيدم ، ودر دل خود گذارانيدم كه هرگز اين بي ادبي را نكنم. وهنگامي كه بيدار شدم ، ديگر تر ك نوشتن صلوات را نكردم. وبعد از مدتي ، بار ديگر، آن حضرت را در خواب ديدم وبه نظر لطف ومرحمت در من نگريست وفرمود: صلوات تورا به من رسانيدند .هرگاه مرا ياد كني ، يا در نزد تو مذكور شوم ، يا نام من را مي نويس ، بگو يا بنويس : " صلي الله عليه و آله وسلم" .
بوي بهشت را استشمام نخواهد كرد:
پيامبر مي فرمايند: كسي كه بر من صلوات بفرستد ولي بر آل من ، صلوات نفرستد بوي بهشت را استشمام نخواهد كرد.
گل محمدي:
رسول خدا (ص) فرمودند: كسي كه گل سرخ (گل محمدي) ببويد وبر من وآل من صلوات نفرستد بر من جفا كرده است.
گم كردن را بهشت:
رسول خدا(ص) مي فرمايند:
كسي كه صلوات بر من را فراموش كند ، راه بهشت را گم كرده است.
بخيل ترين مردم:
رسول خدا (ص) فرموده است: بخيل ترين مردم كسي است كه نام من نزد او برده شود وبر من درود نفرستد.
مجلس حسرت وبال:
رسول خدا فرمود: هرگروهي كه در مجلسي جمع شوند ودر آن مجلس ياد خدا نكنند وبر پيغمبر (ص) صلوات نفرستند ، آن مجلس برايشان حسرت وبال خواهد بود
سخن بدون بركت:
پيامبر اعظم (ص) مي فرمايند: سخني كه با نام وصلوات بر من آغاز نشود ، نا پايدار وبه دور از هرگونه خير وبركتي است.
شقي باد آن بنده:
رسول خدا (ص) روزي برپايه اول منبر بالا رفت وسه مرتبه فمود : آمين. وقتي بر منبر بالا رفت ، فرمود : چون به درجه اول بالا رفتم جبرئيل گفت : شقي باد بنده اي كه ماه رمضان را دريابد ، وما رمضان به آخر رسد، وآمرزيده نشود
من گفتم : آمين.
سپس گفت شقي باد بنده اي كه پدر ومادر يا يكي از ايشان را درك نمايد ، وباعث داخل شدن آن كس در بهشت نگردد .
من گفتم : آمين.
بعد گفت شقي باد بنده اي كه تو در نزد او مذكور شوي ، وبر تو صلوات نفرستد .
من گفتم : آمين.
شخص بدبخت:
رسول خدا مي فرمايند: بيني مردي كه من در نزد او ياد شوم وبر من درود نفرستد ، به خاك ذلت ماليده مي شود واز آن حضرت (ص) روايت شده است كه هر كس من را ياد كند وبر من درود نفرستد ، بد بخت خواهد بود.
ترك نوشتن صلوات:
مردي در بصره حديث مي نوشت . وقتي به نام مبارك آن حضرت مي رسيد ، از روي عمد نوشتن صلوات ، را ترك مي كرد ، در اندك زماني ، آكله در انگشتانش افتاد ، وبه كلي دستش جدا شد.
گمراه ترين انسان:
رسول خدا مي فرمايند: گمراه ترين انسان ها ، كسي است كه نام من پيش او بر زبان آيد ولي او بر مني صلوات نفرستد .
صلوات براي رهايي از بند:
براي عده اي كه از اهل سير وسلوك به تجربه رسيده است به عدد بسم الله الرحمن الرحيم ، اين عدد كه 786 مرتبه صلوات براي وسعت رزق وخلاصي از بند مجرب است.
بركت صلوات:
مردي به امام جواد (ع) عرضه داشت : پدرم مرده ومالي از خود به جاي گذاشته نمي دانم كجاست ، من عيالمند واز دوستاران شما هستم.
امام جواد به او فرمود : شب پس از نماز عشا بر محمد وآل محمد صلوات بفرست ، پدرت را در خوا مي بيني و او محل مال را به تو نشان خواهد داد.
مرد به دستور آن حضرت عمل كرد. پدرش را در خواب ديد كه به او گفت: پسرم مال در فلان محل است وبه فرزن رسول خدا بگو من تو را بر محل مال آگاه نمودم.
اواز خواب بيدار شده ، رفت ومال را از همان محل برداشت ، وآن گاه جريان را به امام جواد (ع) خبر داد.
امام فرمود : سپاس خداي را كه تو را گرامي داشت.
رفع فقر به واسطه صلوات :
سهل بن سعد روايت شده است كه : مردي خدمت رسول خدا (ص) آمد واز فقر شكايت كرد ، آن حضرت فرمود :
وقتي داخل خانه خود شدي سلام كن خوا كسي باشد وخواه كسي نباشد وبر من صلوات فرست ، وبعد از آن سوره اخلاص بخوان.
رفع فقر:
رسول خدا (ص) فرمودند : صلوات فرستادن فقر را برطرف مي كند.
محفوظ ماندن عيال
امام حسن عسكرى - عليه السلام - فرمودند:
مردى از دوستداران على - عليه السلام - از شهر شام نامه اى خدمت ايشان نوشته كه : من مال زيادى دارم و داراى اهل و عيال هستم كه از جدايى آنها مى ترسم در عين حال بسيار علاقه مند هستم كه خدمت شما برسم .
حضرت پاسخ فرمودند: اموال خود را در جايى جمع كن و صلوات بر روح محمد - صلى الله عليه و آله - بفرست و بگو خدايا! اينها به امر بنده تو على بن ابى طالب - عليه السلام - نزد تو امانت است .
آن مرد همان گونه كه حضرت فرموده بودند عمل نمود، به شهر كوفه رفت تا به خدمت حضرت على - عليه السلام - رسيد.
خبر به معاويه رسيد و دستور داد بروند و تمام اموالش را غارت كنند و عيال او را به كنيزى بگيرند.
وقتى گماشتگان معاويه وارد خانه آن مرد شدند، هيچ كسى را جز اهل و عيال معاويه و يزيد در آن محل نديدند. اهل و عيال معاويه و يزيد به گماشتگان گفتند: شما برگرديد؛ زيرا ما هر چه اموال بود گرفتيم و اهل و عيالش را هم به بازار فرستاديم ، گماشتگان برگشتند و به اين گونه خداوند اهل و عيال آن مرد را حفظ نمود.
پس از چند روز دزدان شهر خبردار شدند كه آن مرد نيست و اموالش بى صاحب است . آنها آمدند تا هر چه دارد به غارت ببرند؛ اما به قدرت خداى متعال ، اموال آن مرد را به صورت مار و عقرب ديدند. بعضى از آنها مار گزيده شده و هلاك گشتند و بعضى هم بيمار شدند. تا اين كه يك روز امير المؤ منين على - عليه السلام - به آن مرد فرمود: آيا دوست دارى اهل و عيال و اموالت در مقابل تو حاضر شوند؟
آن مرد گفت : آرى .
سپس تمام اموال و اهل و عيال ايشان به معجزه آن حضرت حاضر شدند و در اين حال وقايع پيش آمده را تعريف كردند كه چگونه اهل و عيال يزيد و معاويه آمدند و چگونه دزدان به دست مارها و عقرب ها گزيده شدند.
حضرت فرمودند:
ان الله ربما اظهر آية لبعض المؤ منين ليزيد فى بصيرته ؛
يعنى : در بعضى از اوقات براى مؤ منين نشانه اى ظاهر مى شود تا ايمان آنها اضافه شود.
اداى قرض
در تاريخ مدينه دهلويست كه يك مرد نيك هزار اشرفى وام داشت و بستانكار از او شكايت كرد او را نزد قاضى برد، و يك ماه مهلت گرفت و رفت به درگاه خداى تعالى و بر پيغمبر - صلى الله عليه و آله - زارى كرد. شب 27 ماه رجب در خواب ديد كه يكى مى گويد: خدا وام تو را مى پردازد! برو نزد اين عيساى وزير و بگو رسول خدا - صلى الله عليه و آله - مى فرمايد سه هزار وامم را بپرداز.
بيدار شد و شاد بود و با خود انديشيد كه اگر گفت : نشانه اين واقعه چيست ؟ چه گويم ؟ آن روز خوددارى كرد و شب دوم هم همين خواب را ديد و شادمان بيدار شد و باز هم شرمش آمد و آن روز هم نزد وزير نرفت .
شب سوم باز پيغمبر را خواب ديد كه سبب نرفتن را از او پرسيد و گفت : از شما نشانى راستى اين واقعه را مى خواهم ؟
پيغمبر آن را پسنديد و فرمود: به او بگو تو پس از نماز سپيده دم تا بر آمدن خورشيد پيش از آن كه با كسى سخن گويى پنج هزار بار بر من صلوات مى فرستى و جز خدا و كرام الكاتبين آن را ندانند.
روز سوم رفت و خوابش را با نشانى گفت ، وزير شاد شد و گفت : مرحبا به رسول خدا - صلى الله عليه و آله - و سه هزار اشرفى براى پرداخت وام به من داد و سه هزار براى هزينه عيال و سه هزار براى هزينه عيال و سه هزار براى سرمايه كار و از من خواست پيوند دوستى از او نبرم و هر نيازى را به او پيشنهاد كنم . سه هزار را نزد قاضى بردم و بستانكار را با افسوس و آه نزد او ديدم و پول ها را شمردم و داستان از گفتم .
قاضى گفت : چرا همه كرم از وزير باشد، من خودم وام تو را مى پردازم .
بستانكار گفت : من سزاوارترم كه بگذرم و گفت من براى رسول خدا و رسول خدا از اين پول گذشتم . قاضى گفت : من آن چه در راه خدا دادم پس نگيرم و همه اموال را با خود آوردم شكر گزار خدا و مصلى بر پيغمبرش .
باريدن طلا از آسمان
در حكايات الصالحين آورده اند كه :
فقيرى محتاج و عيالوار، براى طلب پول از خانه بيرون آمد، نمى دانست كه به كجا برود. ناگاه گذارش به كنار مجلس واعظى افتاد كه حاضران را به فرستادن صلوات ترغيب مى فرمود. آن فقير در آن جا ايستاد و شنيد كه واعظ مى گفت : در فرستادن صلوات ، تقصير مكنيد كه اگر توانگر بر آن سرور صلوات فرستد، در مالش بركت به هم مى رسد و اگر فقير صلوات فرستد، حق تعالى از آسمان روزى بر او مى فرستد.
آن فقير از آن مجلس بيرون رفت و به فرستادن صلوات مشغول شد؛ بعد سه روز، از ويرانه اى مى گذشت ، پايش به سنگى خورد. آن سنگ كنده شد و سبوى پر از زر، در زير آن سنگ ظاهر گرديد.
آن مرد گفت : وعده روزى من از آسمان است ، و روى زمين را نمى خواهيم ، و آن سنگ را در جاى خود گذاشت و به خانه آمد، صورت حال را با زن گفت . آن مرد، همسايه اى داشت كه يهودى بر بام خانه خود بود؛ و حكايت آن مرد را كه با زنش مى گفت ، شنيد. و فى الحال ، از بام فرود آمده ، به ويرانه رفت ، آن سبو را برداشته ، به خانه آمد. وقتى سر آن را گشود، ديد كه سبو، پر از مار و عقرب است . به اطرافيان خود گفت : اين همسايه مسلمان ، دشمن ما است . وقتى كه من در بام بودم ، فهميد، و آن سخن را براى اين گفت كه در طمع افتم ، و آن سبو را به خانه آورم ، و از آن ضررى به من رسد. پس بهتر آن است كه آن را به بام برده از راه ، روزنه ، در خانه او ريزم ، تا آن كه ضررى را كه براى من مى خواست ، به خودش برگردد.
به بام آمد، در وقتى كه آن زن فقير، به شوهر خود مى گفت : روا باشد كه تو سبوى پر از زر بيابى و آن را بگذارى و ما در فقر و تنگدستى باشيم ؟
آن مرد مى گفت : من اميدوارم كه روزى ما از آسمان نازل شود.
ناگاه يهودى ، سر سبو را گشود و آن را سرنگون ساخت ؛ آن مرد، آوازى شنيده سر را بالا كرده ديد كه از روزنه خانه او، زر فرو ريخت . فرياد زد: اى زن ! اين زر است كه از آسمان فرو مى ريزد، و آن زرها را بر مى داشت ، و صلوات مى فرستاد.
وقتى يهودى ديد كه از سبو زر مى ريزد، آن را برداشت ، در آن مكان ، ديد كه همان مار و عقرب است . باقى را نيز، در خانه درويش ريخت ، و همه زر سرخ بود. آن يهودى دانست كه اين سرى است از اسرار غيبى كه به ظهور مى رسد. در خاطرش گذشت كه اين همان حكم آب نيل دارد، كه در زمان حضرت موسى على نبيا و آله و عليه السلام در نظر قبطى خون مى نمود، و در نظر سبطى آب بود. و فى الحال ، آن درويش را به بام طلبيده ، به دست او مسلمان شد و از بركت صلوات بر آن حضرت ، مسلمان را دولت غناء، و يهودى را سعادت اسلام روزى شد.
ثواب ده هزار بار صلوات
شخصى نزد سلطان محمود سبكتكين آمد و گفت : مدتى بود كه مى خواستم رسول خدا - صلى الله عليه و آله - را در خواب ببينم ، و عرضى كه دارم به آن غمخوار بگويم . قضا را، سعادت مساعدت نمود و در شب گذشته ، به اين دولت رسيدم . جمال با كمال آن عديم المثال را در خواب ديدم . وقتى چون آن جناب را خوشحال يافتم ، قدم در بساط جراءت گذاشتم و گفتم : يا رسول الله ! هزار درهم قرض دارم ، و بر اداى آن قادر نيستم ، و مى ترسم كه اجل رسد، و آن وام در گردن من بماند.
آن حضرت فرمود: برو به نزد محمود سبكتكين ، و آن مبلغ را از او بستان .
عرض كردم : شايد از من باور نكند و نشان طلبد.
فرمود: به او بگو به آن نشان كه در اول شب چون تكيه مى كنى ، سى هزار مرتبه به من صلوات مى فرستى و در آخر شب كه بيدار مى شوى ، سى هزار مرتبه ديگر بر من صلوات مى فرستى .
سلطان از شنيدن اين داستان گريه كرد و آن مرد را تصديق نمود و قرض او را ادا كرد و هزار درهم ديگر نيز به او بخشيد.
اركان دولت ، تعجب نموده ، گفتند: اى سلطان ! اين مرد را در اين سخن محال تصديق مى كنى ؛ و حال آن كه ما در اول شب و آخر شب با توييم .
نمى بينيم كه به فرستادن صلوات اشتغال نمايى و اگر كسى در تمام اوقات شبانه روزى به فرستادن صلوات اشتغال نمايد، نمى تواند كه شصت هزار مرتبه صلوات فرستد. پس چگونه در اين صورت در اول و آخر شب ميسر مى گردد؟ سلطان گفت كه : من از علما شنيده ام كه هر كه يك بار به صلوات مذكوره صلوات فرستد چنان است كه ده هزار بار صلوات فرستاده ، و من در اول شب سه مرتبه ، و در آخر شب سه مرتبه اين صلوات را مى خوانم و چنان مى دانم كه شصت هزار بار صلوات فرستاده ام . پس پس از اين درويش كه پيغام آن حضرت را آورده است ، راست مى گويد. و اين گريه من از شادى است .
سنگين ترين اعمال در ميزان:
امام باقر يا امام صادق (ع) فرمودند : در ميزان ، چيزي سنگين تر از صلوات بر محمد وآل محمد نيست ، وبه راستي مردي باشد كه اعمالش را در ميزان گذارند وسبك آيد وثواب صلوات اودر ايد وآن ميزان او نهند وسنگين گردد بچرخد به سود او.
فرشتگان قاصد صلوات بر پيامبر:
امام صادق (ع) فرمود: هركس بر پيغمبر وآل پيغمبر در هر روز يك صد بار ، صلوات بفرستدوهفتاد فرشته او را در ميان گيرند وآن صلوات را براي رساندن به رسول الله (ص) از رفيق خود سبقت مي گيرند.
ده صلوات پاداش يك صلوات :
رسول خدا (ص) فرمود: حق سبحانه وتعالي ، عطا فرمود به ملكي از ملايكه ، اسم هاي همه خلايق را ، با اسم پدر ايشان ، وآن ملك بر قبر من ايستاده است تا روز قيامت.
پس هركه بر من صلوات فرستد ، آن ملك مي گويد كه : يا محمد فلان بن فلان بر تو فلان قدر صلوات فرستاد وحق تعالي ضامن شده است كه به هر صلواتي ده صلوات بر آن بنده فرستد.
فرستادن صلوات بين نماز ظهروعصر:
امام صادق (ع) فرمود: هركس بين نماز هاي ظهر وعصر بر پيغمبر وآلش درود فرستد ، آن درود برابر با هفتاد ركعت نماز خواهد بود.
پاداش صلوات:
امام رضا (ع) فرمودند: صلوات بر محمد وآل او معادل است با پاداش وثواب تسبيح وتكبير گفتن است.
صلوات بهترين دعا :
عبدالسلام بن نعيم گويد: به امام صادق (ع) عرض كردم : من داخل كعبه شدم ودعايي به خاطرم نيامد جز صلوات بر محمد. رسول خدا فرمود:آگاه باش مانند تو در فضيلت وثواب كسي از خانه خدا بيرون نيامده است.
من از محاسبه ثواب عاجزم:
رسول خدا (ص) فرمود : وقتي به معراج رفتم ديدم ملكي را كه هزار هزار دست دارد يك ميليئن وهردستي هزار هزار انگشت دارد وهر انگشتي هزار هزار بند دارد.
آن ملك گفت : من حساب دانه هاي قطرا باران را مي دانم كه چند تا در صحرا وچند دانه در دريا مي بارد ، وعرض كرد: تعداد قطرات باران را از ابتداي خلقت تا حال را مي دانم آن وقت عرض كرد حسابي كه من از محاسبه آن عاجزم .
فرمود: چيست؟
عرض كرد : هر گاه جماعتي از امت با هم باشند وبا هم بر تو صلوات بفرستند ، من از محاسبه صلوات عاجزم.
شيريني عسل:
روزي حضرت محمد مصطفي (ص) وامير مومنان علي (ع) در ميان نخلستان نشسته بودند كه زنبور عسلي شروع كرد دور پيغمبر چرخيدن. پيغمبر فرمد: يا علي مي داني اين زنبور چه مي گويد؟ حضرت علي (ع) فرمود خير. رسول اكرم فرمود: اين زنبور امروز مارا مهمان كرده ، ميگويد : يك مقدار عسل در فلان محل گذاشتم ،امير مومنان را بفرستيد تا آن را از آن محل بياورد. امير مومنان بلند شد وعسل را از آن محل آورد. حضرت رسول خدا فرمود:اي زنبور غذاي شما از شكوفه گل تلخ است ، به چه علتي آن شكوفه به عسلشيرين تبديل مي شود؟زنبور گفت : يا رسول الله شيريني اين عسل از بركت ذكر وجود مقدس شما است ، چون هر وقت مقداري از شكوفه استفاده مي كنيم همان لحظه به ما الهام مي شود كه سه بار برشما صلوات بفرستسم. وقتي كه صلوات مي فرستيم به بركت نام شما عسل ما شيرين مي شود
برترين اعمال در دوزخ:
ابو علقمه مي گويد : پيامبر بعد از نماز صبح ، روبه ما كرد وفرمود : اصحاب من ديشب عمويم ، حمزه وبرادرم ، جعفر طيار را در خواب ديدم .به آن دو بزرگوار نزديك شدم وگفتم : پدر ومادرم فدايتان كدام عمل را برتر يافتيد ؟ پاسخ دادند پدر ومادر ما فدايت ما صلوات فرستادن بر تو ، تشنه را سيراب كردن ومحبت علي ابن ابيطالب را برترين اعمال يافتيم
بوسه پيغمبر :
مرحوم حاج شيخ علي اكبر نهاوندي از علماي مشهد فرمود: يكي از زهاد وپرهيزگازان مي فرمود: من باخودم عهد كردم كه هر شب قبل از خوابيدن به اندازه معيني بر محمد وآل او صلوات مي فرستم.يك شب يك عده از رفقا ودوستان به اطاق وحجره ام آمدند .بااين كه حجره ام شلوغ بود تا دير وقت طول كشيد وخسته بودم ولي مثل هر شب صلوات هايم را فرستادم وبعد خوابيدم . خواب ديدم اقا رسول الله وارد حجره شدندواز تشريف فرمايي وجود مقدس حضرت ، در وديوار منور شده بود . بهسوي من تشريف آوردند وفرمودند : كجاست آن دهاني كه بر من صلوات مي فرستد ؟ مي خواهم ببوسم .من خجالت كشيدم كه بگويم (من) ، چون لياقتي در خود نمي ديدم ولي آن قدر آقا رسول الله بزرگوار بودند كه صورت مبارك را جلو آوردند وبه صورت من بوسه زدند. از شدت خوشحالي از خوا پريدم ، به طوري كه همه دوستان ورفقا از خواب بيدار شدند.
يك صلوات برابر است با ده هزار صلوات:
شخصي نزد سلطان محمود سبكتكين رفت و گفت : مدتي بود كه مي خواستم رسول خدا (ص) را در خواب ببينم و غم خود را برايش بازگو كنم كه سعادت مساعدت نمود و در شب گذشته به اين دولت رسيدم و جمال با كمال آن حضرت را در خواب ديدم و گفتم : يا رسول الله ، هزار درهم قرض دارم و بر اداي آن قادر نيستم ، مي ترسم كه اجل برسد آن بدهي در گردن من باقي بماند ؛ آن حضرت فرمود : برو نزد محمود سبكتكين و آن مبلغ را از او بستان ؛ عرض كردم : شايد از من باور نكند و نشان طلبد . فرمود : به او بگو به آن نشان كه در اول شب ، سي هزار مرتبه بر من صلوات مي فرستد و در آخر شب ، سي هزار مرتبه ديگر بر من صلوات مي فرستد ؛ سلطان محمود از شنيدن اين خواب به گريه آمد و تصديق كرد و قرض او را ادا كرد و هزار درهم ديگر نيز به او بخشيد ؛ اطرافيان سلطان تعجب كردند و گفتند : اي سلطان ، حرف هاي اين مرد را چگونه تصديق مي كني و حال آن كه ما در اول شب و آخر شب با تو هستيم و نمي بينيم كه به فرستادن صلوات مشغول باشي و اگر كسي در تمام اوقات شبانه روز به فرستادن صلوات مشغول باشد ، نمي تواند كه شصت هزار صلوات بفرستد .
سلطان محمود گفت : من از علما شنيده ام كه هر كه يك بار اين صلوات را بفرستد گويا چنان است كه ده هزار مرتبه صلوات فرستاده است و من در اول شب سه مرتبه و در آخر شب نيز سه مرتبه اين صلوات را مي خوانم . پس اين شخص كه پيغام آن حضرت را آورده درست و راست مي گويد و اين گريه من از شادي است . اين صلوت چنين است :
اللهم صل علي سيدنا و نبينا محمد و آله ، ما اختلف الملوان .
خدايا ، درود فرست بر مولاي ما و پيامبر ما محمد و خاندانش ، تا آن گاه كه روز و شب مي آيند و مي روند ،
و تعاقب العصران و كر الجديدان و استقبل
و بامداد و شامگاه پي در پي مي شوند ، و روزان و شبان به دنبال هم مي رسند
الفرقدان و بلغ روحه و ارواح اهل بيته مني التحيه و اسلام . 1
و آن دو ستارة قطبي بزرگ و كوچك روي مي آورند ؛ و روان او و خاندانش را از سوي من درود و سلام برسان .
صلوات در كلام الهى:
ان الله و ملائكته يصلون على النبى ، يا ايها الذين امنوا صلوا عليه و سلموا تسليما ؛
خدا و فرشتگانش بر پيامبر درود مى فرستد، اى كسانى كه ايمان آورده ايد، بر او درود فرستيد و سلام گوييد و كاملا تسليم فرمان او باشيد.
از امام كاظم عليه السلام درباره معناى درود خدا و فرشتگان و مؤ منان در آيه خداوند و فرشتگان او بر پيامبر درود مى فرستند، اى كسانى كه ايمان آورده ايد! بر او درود فرستيد و به فرمانش به خوبى گردن نهيد. سؤ ال شد، فرمود: درود فرستادن خدا، نوعى رحمت از جانب اوست و درود فرشتگان ستايشى است از آنها نسبت به رسول خدا و درود مؤ منان ، دعايى است از آنها براى پيامبر.
امام صادق عليه السلام نيز درباره همين آيه مى فرمايد: پيامبر را ثنا گوييد و به او سلام فرستيد! (يا به فرمانش گردن
صلوات خدا بر صلوات فرستنده:
احمد حنبل ، در مسند خود، از عبدالرحمن بن عوف روايت كرده است :
روزى رسول خدا - صلى الله عليه و آله - از مدينه بيرون رفت ، وارد نخلستان شد، به سجده رفت . سجده آن جناب ، آن قدر طول كشيد كه من ترسيدم مبادا آن حضرت ، وفات كرده باشد. آمدم به آن حضرت نگريستم . سر مبارك را از سجده برداشت ، و فرمود: تو را چه مى شود؟
من صورت حال را به عرض رسانيدم . فرمود: جبرييل بر من نازل شد، و گفت مى خواهى تو را بشارت دهم ؟ به درستى كه حق تعالى فرمود: هر كه بر تو صلوات فرستد، من بر او صلوات مى فرستم . و هر كه بر تو سلام گويد، من بر او سلام مى گويم .
سؤال از ثواب صلوات در خواب :
در دارالسلام محدث نورى رحمه الله عليه مى فرمايد:
در خواب ديدم گويا سوار بر اسب با جمعيت بسيارى از بالاى كوه بلندى پايين مى آييم ، ناگهان متوجه شدم كه رسول خدا - صلى الله عليه و آله - سواره در پيش روى ماست و ما پشت سر آن حضرت - صلى الله عليه و آله - حركت مى كنيم و بين ما و آن بزرگوار - صلى الله عليه و آله - اندكى فاصله هست ، و كسى با آن حضرت - صلى الله عليه و آله - نيست .
در اين موقع از اسب پياده شده و از جمعيت جلو افتادم خود را به آن حضرت رساندم ، مهار اسبش را گرفتم و بر او سلام نمودم و عرضه داشتم : ثواب كسى كه بگويد - و يكى از اذكار معروف از تهليل و حولقه و صلوات را بيان داشتم كه پس از بيدارى آن را فراموش كردم - چيست ؟
رسول خدا - صلى الله عليه و آله - با تبسم به من توجه نمود و فرمود: درباره چه كسى ؟
دريافتم كه مقصود آن حضرت - صلى الله عليه و آله - اين است كه ثواب براى هر گوينده اى نيست . عرضه داشتم : كسى كه ايمان به خدا و شما و - ائمه عليهم السلام - داشته باشد.
فرمود: خداوند به او پنج گنج عطا مى كند. معدن كبريت كه از آن طلا بيرون مى آيد، و دوم معدن ياقوت ، و آن گاه بقيه را مشابه آن دو بيان فرمود.
و من ترتيب آنها را فراموش كردم و آن گاه سكوتى كرد و در حالى كه ما پشت آن حضرت - صلى الله عليه و آله - حركت مى كرديم دوباره به من نگاه كرد و با تبسم فرمود: اما معدن اول منم . و باقى معادن را به ساير پنج تن آل عبا تاءويل نمود.
در اين موقع چنان سرور و خوشحالى به من دست داد كه جز خدا كسى نمى داند. تا اين كه به پايين كوه رسيديم و آن گاه آن حضرت - صلى الله عليه و آله - از كوه ديگرى بالا رفت و من همراه جمعيت باز گشتم . و پس از يك ماه خداوند زيارت خانه اش و زيارت قبر پيامبرش - صلى الله عليه و آله - را نصيب من فرمود.
ثواب ده هزار بار صلوات :
شخصى نزد سلطان محمود سبكتكين آمد و گفت : مدتى بود كه مى خواستم رسول خدا - صلى الله عليه و آله - را در خواب ببينم ، و عرضى كه دارم به آن غمخوار بگويم . قضا را، سعادت مساعدت نمود و در شب گذشته ، به اين دولت رسيدم . جمال با كمال آن عديم المثال را در خواب ديدم . وقتى چون آن جناب را خوشحال يافتم ، قدم در بساط جراءت گذاشتم و گفتم : يا رسول الله ! هزار درهم قرض دارم ، و بر اداى آن قادر نيستم ، و مى ترسم كه اجل رسد، و آن وام در گردن من بماند.
آن حضرت فرمود: برو به نزد محمود سبكتكين ، و آن مبلغ را از او بستان .
عرض كردم : شايد از من باور نكند و نشان طلبد.
فرمود: به او بگو به آن نشان كه در اول شب چون تكيه مى كنى ، سى هزار مرتبه به من صلوات مى فرستى و در آخر شب كه بيدار مى شوى ، سى هزار مرتبه ديگر بر من صلوات مى فرستى .
سلطان از شنيدن اين داستان گريه كرد و آن مرد را تصديق نمود و قرض او را ادا كرد و هزار درهم ديگر نيز به او بخشيد.
اركان دولت ، تعجب نموده ، گفتند: اى سلطان ! اين مرد را در اين سخن محال تصديق مى كنى ؛ و حال آن كه ما در اول شب و آخر شب با توييم .
نمى بينيم كه به فرستادن صلوات اشتغال نمايى و اگر كسى در تمام اوقات شبانه روزى به فرستادن صلوات اشتغال نمايد، نمى تواند كه شصت هزار مرتبه صلوات فرستد. پس چگونه در اين صورت در اول و آخر شب ميسر مى گردد؟ سلطان گفت كه : من از علما شنيده ام كه هر كه يك بار به صلوات مذكوره صلوات فرستد چنان است كه ده هزار بار صلوات فرستاده ، و من در اول شب سه مرتبه ، و در آخر شب سه مرتبه اين صلوات را مى خوانم و چنان مى دانم كه شصت هزار بار صلوات فرستاده ام . پس پس از اين درويش كه پيغام آن حضرت را آورده است ، راست مى گويد. و اين گريه من از شادى است .
صلوات فرستادن بر محمد و اهل بيت او:
امام صادق - عليه السلام - فرمود: در پاره اى از كتاب ها يافتم كه هر كس بر محمد و آل محمد - عليهم السلام - صلوات بفرستد، خداوند يك صد حسنه در نامه عملش بنويسد، و هر كس (بر محمد و اهل بيتش صلوات فرستد به اين طريق كه ) بگويد:
صلى الله على محمد و اءهل بيته
خداوند براى او هزار حسنه بنويسد.
يكبار صلوات فرستادن:
امام صادق - عليه السلام - فرمود:
هنگامى كه نام پيغمبر - صلى الله عليه و آله - برده مى شود بر آن حضرت بسيار صلوات بفرستيد؛ زيرا هر كس يك بار بر او صلوات فرستد خداوند هزار بار در هزار صف فرشتگان بر وى صلوات فرستد، و هيچ مخلوقى باقى نمى ماند مگر اين كه بر آن بنده صلوات فرستد از جهت صلوات خداوند و فرشتگانش بر او، و دست نكشد از اين ثواب ها و بى رغبتى ننمايد؛ مگر نادان خودبين كه خدا و رسول از وى بيزارند.
شرح : مرد از صلوات خداوند و فرشتگان فرو ريختن رحمت و بركت و لطف و كرامت و نعمت خدا است بر بنده خويش .
درود فرشتگان بر صلوات فرستنده :
رسول خدا - صلى الله عليه و آله - فرمود:
من صلى على صلى الله عليه و ملائكته فمن شاء فليقل و من شاء فليكثر. ؛
هر كس بر من صلوات و درود فرستد، خدا و فرشتگانش بر وى صلوات و درود مى فرستند. هر كه خواهد كم و هر كه خواهد بسيار اين عمل را انجام دهد.
صلوات و درود فرشتگان :
اسحاق بن فروخ از امام صادق - عليه السلام - فرمود:
اى اسحاق بن فروخ ! هر كه ده بار بر محمد و آل محمد صلوات فرستد، خدا و فرشته ها صد بار بر او صلوات بفرستند و هر كه صد بار بر محمد و آل محمد صلوات فرستد، خدا و فرشته ها هزار بار بر او صلوات فرستند، آيا نشنيده اى گفته خداى عزوجل را (سوره احزاب ، آيه ، 43): اوست آن خداوندى كه رحمت مى فرستد بر شما و هم فرشته هايى كه رحمت مى خواهند براى شما تا بيرون آورند شماها را از تاريكى ها و تيرگى ها به سوى روشنى و خدا درباره مؤ منان مهربان است.
يك بار صلوات و بخشش ده خطا :
رسول خدا - صلى الله عليه و آله - فرمودند: هر كس بر من يك بار درود فرستد، خدا بر او ده بار درود خواهد فرستاد و ده خطا را از او برطرف خواهد ساخت و ده درجه را برايش بالا خواهد برد.
كامل ترين ذكر:
امام رضا - عليه السلام - فرمود:
صلوات بر محمد و آل او، معادل است با ذكر سبحان الله و الحمدلله و لا اله الا الله و الله اكبر.
صلوات در آغاز دعا :
امام صادق عليه السلام فرمود:
لازم است بر هر يك از شما كه هنگام اظهار حاجت در پيشگاه خداوند بزرگ ، با ستايش الهى آغاز كند و به تمجيد پيامبر و آل او بپردازد. سپس به تقصيرها و گناهان خود اعتراف كند و پس از آن حاجت خود را در ميان نهد.
محبوب ترين عمل :
پيامبر اكرم - صلى الله عليه و آله - فرمود: از جبرييل پرسيدم : محبوب ترين اعمال كدام است ؟ پاسخ داد: صلوات و درود بر شما اى محمد! و محبت على بن ابى طالب .
صلوات هنگام ياد آورى نام پروردگار:
مردى از امام هشتم عليه السلام از تفسير آيه و ذكر اسم ربه فصلى سؤ ال كرد، فرمود: مراد اين است كه هر گاه نام پروردگار متعال ، بر زبان آمد، بر محمد و آل محمد درود و صلوات ، تقديم شود.
همراهى ملايك:
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود: هميشه كاروانى از ملايك به امر الهى در عالم در حركت اند و هنگامى كه به جلسه ذكر و صلوات مى رسند، به يكديگر مى گويند: فرود آييد! وقتى كه فرود آمدند، اهل جلسه را در هنگام دعا با آمين گفتن و در هنگام صلوات نيز با صلوات ، همراهى مى كنند و در پايان به يكديگر مى گويند: خوشا به حال افراد اين جلسه كه خدا آنان را آمرزيد!
رهنمود پيامبر (ص):
ابو سعيد خدرى مى گويد: عمار ياسر به پيامبر صلى الله عليه و آله گفت : دوست دارم تا به قدر عمر نوح در ميان ما زندگى كنى ! پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: اى عمار! زندگى من در ميان شما براى شما خير است و فوت من نيز شر نخواهد بود؛ چرا كه در حال حيات من ، پيش من مى آييد و عرض حال مى كنيد و من هم از خدا براى شما طلب غفران مى كنم ؛ ولى پس از وفات من ، صلوات بفرستيد؛ زيرا اسم هاى شما، پدر و مادران تان و اقوام تان بر من عرضه خواهد شد، اگر در آن ليست اسامى ، اعمال نيك شما ضبط شده باشد، خدا را سپاس مى گويم و اگر غير آن باشد از خداوند متعال براى شما، طلب غفران از گناهان شما را دارم.
هنگام از دست دادن و يا نابودى چيزى :
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود: هنگامى كه چيزى از بين رفت بگو: اللهم صل على محمد و آل محمد.
صلوات خدا :
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: جبرييل بر من نازل شد و گفت : خداوند متعال مى فرمايد: هر كس كه بر تو صلوات بفرستد، من و فرشتگانم ده بار بر او صلوات مى فرستيم و كسى كه بر تو سلام دهد من و فرشتگانم ده بار بر او سلام مى دهيم .
صلوات به معناى عهد :
حضرت موسى بن جعفر از پدر بزرگوار خود عليه السلام نقل فرمود: هر كه بر پيامبر صلوات مى فرستد، به اين معنى است كه من بر عهد و پيمان خود هستم آن عهد و پيمانى كه وقتى خداوند در عالم ذر فرمود: آيا من پروردگار شما نيستم ، همه گفتند: بلى .
درمان سرطان با صلوات:
پسر بچه يك ساله ونيمه اي مبتلا به بيماري سرطان خون شد.به خاطر شدت يافتن بيماري ، ميزان تغزيه او بالا رفت به حدي كه به اندازه هشت نفر غذا مي خورد. پزشكان ايارني از معالجه ي او مايوس شدند ،لذا پدر ومادر او ، تصميم گرفتند او را به خارج از كشور ببرند.
يكي از سادات محترم به آن ها مي گويد : شما نيازي به پزشكان وبيمارستان هاي خارجي نداريد .تنها كاري كه مي توانيد انجام دهيد تا حال بچه خوب شود وشفا بگيرد توسل است ووالدين كودك بيمار با شنيدن اين سخن، تسكين يافته واز اوپرسيدند چه توسلي؟
سيد بزرگوار مي گويد "شما 142 هزار صلوات فرستاده وثواب آن را به روح مطهر حضرت علي اصغر اهدا نماييد آن ها شروع به انجام اين كار نمودن. تا اين كه يك شب مادر آن بچه در خواب ديد كه دستي غيبي به او ليوان آبي را داد وفرمود : امام زمان(عج) وپنج تن آل عبا بر اين آب ،دعا خوانده اند ، آن را بگير وبه فرزندت بخوران تا او شفايابد .مادر اين كار را انجام داد ، صبح همان شب بود كه فرزندش شفا يافته ، وصحيح وسالم گرديده است.
هنگام فراموشي:
امام صادق (ع) فرمود: شيطان يكي از ياران خود را بر آدمي مي گمارد تا آن چه را كه در خاطر دارد از وي بگيرد واورا به فراموشي ونسيان وادارد وهمكار شيطان كه خلاس نام دارد به مسئوليت مربوطه، همت مي گمارد پس هركسي خواست مطلبي را به نظر آورد واحساس كرد كه آن را فراموش كرده است، دست به دعا بردارد وحضور آنرا از خدا بخواهد وبر محمد وآل محمد درود بفرستد وخلاس (شيطان) را لعنت كند اين عمل موجب ذكر وبه ياد آمدن مسئله مي گردد واگر به يادش نيامد ذكر وياد خدا وصلواتي را كه بر زبان آورده است به جاي همان مطلب فراموش شده پاداش الهي دارد.
درمان فراموشي:
پيامبر خدا (ص) فرمود: وقتي چيزي را فراموش كرديد ، بر من صلوات بفرستيد كه موجب ياد آمدن آن چيز خواهد شد .ان شا الله تعالي.
اميد پزشك ومريض:
براي شفاي مريض هايي كه پزشكان جواب كرده اند واميدي به شفا نيست به رسول خدا صلوات الله عليه زياد صلوات فرستادن دستور شده است.
اين بركت از صلوات است:
زني حامله بود،تنها از مكه به مدينه مهاجرت نمود وبه اين سبب ،او را مهاجره مي گفتند،ناگاه پسري زاييد ،مانند قطعه اي از گوشت كه دست وپا نداشت.
مهاجره غمناك شد ،به قابله گفت:من به حكم خدا راضييم اما به جهت شماتت دشمنان يعني كفار مكه بگويند كه فلانه از شهر ما رفت ودين اسلام را قبول نمود وبتان ما دست وفرزند او را گرفتند دغدغه به خاطر مي رسد.
قابله گفت:بايد در اين قضيه،رجوع به محكمه پيامبر(ص)نمود،خدمت آن سرور آمد ،صورت حال را به عرض رسانيد .آن جانب فرمود كه برمحمد وآل محمد صلوات بفرست .
مهاجره اين كلمات را بر زبان راند،به خانه خود برگشت،فرزند خود را با دست وپاي درست ديده در حال،خبر به سيد ابرار رسانيد ،آن حضرت فرمود:اين از بركت صلوات فرستادن بر من بود.
گم شدن چيزي:
روزي چيز مهمي راكه به آن نياز مبرمي داشتم ، گم كردك . مانده بودم خدايا چه كنم؟ در اين اثنا ، ذكر صلوات بر محمد وآل محمد به خاطرم آمد . سريع گفتم: خدايا 10 صلوات نذر سلامتي آقا امام زمان مي كنم ،اين شي مهم من پيداشود به بركت صلوات بر محمد وآل محمد در همين لحظه اين شي پيدا شود.
يك اربعين صلوات فرستادن:
يك اربعين به عدد نام يكي از معصومين صلوات بفرستيد وثواب آن را هديه به پيشگاه يكي از آن بزرگواران كنيد،مهمات شما برآورده مي شود.
رفع غم:
رسول خدا (ص)فرمود:
اي علي هرگاه امري اندوهناك ومحزونت كرد بگو بار خدايا با چشمهايت كه به خواب نمي رود مرا نگهباني كن ومرا در سايه حمايت احاطه تو كه مورد تجاوز ودستبرد نگردد ،قرار بده ودعا را (تا به آن جا كه فرمود كه):از تو مسالت ميدارم كه بر محمد وامحمد درود وصلوات بفرستي وبا نيروي لايزال تو گلوگاه دشمنان وستمكاران را مي شكافم.
هنگام از دست دادن ويا نابودي چيزي:
پيامبر (ص) فرمود: هنگامي كه چيزي از بين رفت صلوات بفرست
فقير و ثروتمند
فقيري كه محتاج و صاحب عيال بود ، به طلب رزق و روزي از خانه بيرون آمد . نمي دانست كجا برود . اتفاقا گذرش به مسجدي افتاد كه واعظي بالاي منبر بود و مجلس را گرم كرده بود و مردم را تشويق و ترغيب به صلوات مي كرد . آن مرد فقير همان جا ايستاد و گوش به حرف واعظ مي داد كه مي گفت : در فرستادن صلوات كوتاهي نكنيد ، زيرا اگر ثروتمند بر آن حضرت صلوات بفرستند خداوند متعال در مالش بركت مي دهد و اگر فقير صلوات بفرستد خدا از آسمان روزي او را مي فرستد . آن فقير از آن مجلس بيرون آمد و همين طور كه راه مي رفت مشغول فرستادن صلوات شد و مي گفت : « اللهم صل علي محمد و آل محمد » . سه روز از اين ماجرا گذشت و او صلوات مي فرستاد تا گذرش به يك خرابه اي افتاد . پايش به سنگي گير كرد . آن سنگ را بلند كرد ، ديد زيرش سبو و خمره اي پر از طلا است . با خودش گفت وعدة روزي من از آسمان بايد بيايد ، من روزي زمين را نمي خواهم . سنگ را روي خمره گذاشت و به خانه آمد و قصه را براي همسرش تعريف كرد .
مرد فقير همسايه اي داشت كه يهودي بود ؛ از قضا ، زماني كه داستان را براي همسرش تعريف مي كرد آن مرد يهودي بالاي بام خانه گوش مي داد و فوري از بام خانه پايين آمده و سراسيمه به خرابه رفت و آن سبو و خمره را برداشت و به خانه آورد . وقتي سر آن را برداشت ديد كه پر از مار و عقرب است . به خانواده اش گفت : اين همساية مسلمان ما ، دشمن ما است . وقتي كه من بالاي بام بودم فهميد و اين حرف را زده كه من به طمع بيفتم و آن خمره را باز كنم و مار و عقرب ما را بگزند و نيش بزنند . حالا كه اين طور شد من خمره را بالاي بام مي برم و از روزنه به خانه اش و روي سرشان مي ريزم تا هلاك شوند . حالا كه ضرر را براي ما مي خواستند سر خودشان بيايد . او آمد بالاي بام ، ديد كه مرد فقير با زنش در حال مجادله و سر و صدا هستند و همسرش مي گويد : اي مرد ، روا باشد كه تو سبوي پر از زر پيدا كني و آن را بگذاري ، بيايي و ما در فقر و تنگدستي باشيم ؟ مرد فقير گفت : من اميدوارم كه روزيمان را خدا از آسمان نازل كند كه ناگهان مرد يهودي سر سبو را باز كرد و خمره را سرازير كرد . مرد فقير ديد از بالا صدا مي آيد ، سرش را بلند كرد ديد از روزنة خانه اش زر و طلايي صدا زد : اي زن ، ببين از آسمان طلا و زر مي بارد . سريع ، شروع كرد به صلوات گفتن و جمع كردن زرها . يهودي ديد كه از سبو سر و صداي زر مي آيد آن را برگرداند دوباره ديد كه همان مار و عقرب هاست . دوباره سرخمره را پايين كرد و بقيه اش را به خانة فقير ريخت . يهودي فهميد كه اين سري از اسرار غيبي است . به ذهنش آمد كه اين قضيه مثل همان قضية زمان حضرت موسي است كه آب نيل براي قطبي ها خون بود و براي سبطي آب . در همان لحظه ، مرد فقير را بالاي بام دعوت كرد و به دست او مسلمان شد و از بركت صلوات بر محمد و آل محمد (ص) هم فقير ، ثروتمند شد و هم يهودي سعادت پيدا كرد كه مسلمان شود .
اداي قرض به وسيلة صلوات
يكي از زهاد پانصد درهم بدهكار بود ، حضرت رسول اكرم (ص) را در خواب ديد كه به او فرمود : به نزد ابوالحسن كسائي برو ، او از مشاهير نيشابور است و هر سال ده هزار برهنه را لباس مي پوشاند و به او بگو : رسول خدا به تو سلام مي رساند و مي فرمايد : پانصد درهم قرض مرا ادا كن . اگر از نو نشان صدق را خواست ، بگو نشاني آن است كه هر شب صد بار بر آن حضرت صلوات فرستادي و دو شب است كه فراموش كرده اي . زاهد نزد ابوالحسن رفت و خواب را ذكر كرد . ابوالحسن چندان التفات نكرد . زاهد گفت : مرا رسول خدا به سوي تو فرستاده و چنين نشاني داده است . چون نشاني را گفت ، ابوالحسن كسائي خود را از تخت فرو انداخت و خداوند را سجده كرد و گفت : اين سري بود ميان من و خدا كه هيچ آفريده اي از آن خبر نداشت و اتفاقاً دو شب است به اين ذكر توفيق نيافته ام . پس فرمود تا 2500 درهم به آن زاهد دادند و گفت هزار درهم براي بشارت كه از آن حضرت به من آوردي و هزار درهم ديگرش پاداش قدم تو كه نزد من آمدي و پانصد درهم ديگر محض اطاعت فرمان حضرت رسول خدا بوده و از آن شخص درخواست نمود كه هرگاه تو را احتياجي باشد باز به سوي من آيي .
نجات اهل كشتى
در كتاب معراج النبوه آمده است كه :
در دريا با جمعى در كشتى بوديم ، ناگاه طوفان شد و كشتى در ميان امواج متلاطم دريا سرگردان شد، آن چنان كه اهل كشتى ، به هلاكت خود يقين كردن و با يكديگر وداع نمودند. در همين هنگام خواب بر من غلبه كرد و چشمم گرم شد، پيامبر صلى الله عليه و آله را در خواب ديدم ، آن حضرت صلى الله عليه و آله به من فرمودند: به اهل كشتى بگو: هر كدام شان هزار صلوات بر من بفرستند!
سپس به من آن صلوات را تعليم كردند. من از خواب بيدار شدم و به اهل كشتى خبر دادم ، آن ها نيز مشغول آن صلوات شدند، هنوز سيصد صلوات تمام نشده بود كه طوفان فرو نشست .
آن صلوات اين است ؛ اللهم صل على سيدنا و آله : صلوة تنجينا بها من جميع الاهوال و الافات و تطهرنا بها من جميع السيئات و ترفعنا بها عندك اعلى الدرجات و تبلغنا بها اقصى الغايات من جميع الخيرات فى الحيوة و بعد الممات .
صلواتى از اسرار
اين صلوات از اسرار مى باشد كه اگر براى آخرت بخواند، معنويات به دست مى آورد و مشهور است اگر براى دنيا بخواند گنج پيدا خواهد كرد. ده مرتبه صبح ، ده مرتبه عصر، نزديك مغرب و عشاء بخواند و براى ختم نودونه مرتبه لازم است .
اللهم صل على سيدنا و حبيبنا و شفيعنا محمد حاء الرحمه و ميمى الملك و دال الدوام اسيد الكامل الفاتح الخاتم كلما ذكرك و ذكره الذاكرون و كلما سهى و غفل عن ذكرك و ذكره الغافلون صلواة دائمة بدوامك باقية ببقائك لا منتهى لهادون ذلك و على اله و اصحابه كذلك انك على كل شى قدير و بالاجابة جدير.
هنگام از دست دادن و يا نابودى چيزى
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود: هنگامى كه چيزى از بين رفت بگو: اللهم صل على محمد و آل محمد.
سه بار بر محمد (ص ) صلوات بفرست !
وقتى حضرت آدم (ع ) وارد بهشت شد، در بهشت حوران پاكيزه سرشت بسيار بودند؛ اما حضرت آدم با آن ها الفتى نداشت . وقتى حضرت حوا آفريده شد و آدم بر او نگريست از او پرسيد: تو چه كسى هستى حوا شرمگين شد و چيزى نگفت ، جبرييل به آدم گفت : اين حواست ، او را براى تو آفريده اند و او محرم و همدم توست .
حضرت آدم وقتى فهميد كه حوا متعلق به اوست خواست به سوى او دست دراز كند جبرييل گفت : اى آدم ! اگر او را مى خواهى ، بايد او را عقد كرده و برايش مهريه تعيين كنى .
آدم فرمود: اى برادر! تو مى دانى كه من پولى و نقدى ندارم چگونه او را عقد كنم ؟
جبرييل گفت : سه بار به حبيب خدا محمد مصطفى (ص ) صلوات بفرستى تا حوا بر تو حلال شود.
نجات بنى اسراييل
در تفسير امام حسن عسكرى - عليه السلام در بيان آيه :
و اذ نجيناكم من آل فرعون يسومونكم سوء العذاب يذبحون ابناءكم و يستحيون نساءكم و فى ذلكم بلاء من ربكم عظيم ؛
اى گروه بنى اسراييل ! به ياد آوريد را وقتى را كه نجات داديم ما، شما را از آل فرعون كه عذاب مى كردند شما را، به عذاب سخت . مى كشتند پسران شما را، و زنده مى گذاشتند زنان شما را. و در اين ، امتحان عظيمى بود از جانب پروردگار شما.
مذكور است كه : از جمله عذاب شديد آن قوم ، يكى آن بود كه بنى اسراييل را براى عمل بنايى مى بردند و مى ترسيدند كه بگريزند.. به اين سبب ، پاهاى ايشان را در بند مى گذاشتند. و به ايشان مى گفتند كه گل را برداشته ، بر نردبان بالا بريد، و بسا بود كه مى افتادند و مى مردند، يا زمين گير مى شدند.
تا آن كه حق تعالى به موسى - عليه السلام - وحى كرد:
به ايشان بگو، كه پيش از شروع ، بر محمد و آل طيبين آن حضرت - عليهم السلام - صلوات فرستند، تا آن كه برايشان سبك و آسان گردد. و چنان كردند: و برايشان آسان گرديد.
و امر نمود به آن كسانى كه در اول عمل فراموش مى كردند، و مى افتادند و زمين گير مى شدند كه صلوات بخوانند و اگر خود نمى دانستند بخوانند، ديگرى برايشان بخواند. و چون چنين مى كردند، شفا مى يافتند.
و سبب كشتن پسران بنى اسراييل ، اين بود كه به فرعون گفته بودند: در ميان بنى اسراييل ، مولودى خواهد آمد كه هلاك تو بر دست او واقع خواهد شد. و فرعون ، امر نمود كه پسران ايشان را بكشند، و زنان ايشان را حيله ها مى كردند كه حامله نشوند. و اگر حامله مى شدند فرزند خود را مى بردند، و در صحراها و زمين هاى گود پنهان مى كردند، و ده مرتبه صلوات بر محمد و آل او - صلوات الله عليهم - مى فرستادند. و حق تعالى ملكى را مى فرستاد كه آن كودك را تربيت نمايد؛ و از انگشت او شير جارى مى كرد كه آن را بمكد؛ و از انگشت ديگرش ، طعام كه ملايم آن بود، جارى مى ساخت . و از فرزندان بنى اسراييل ، آن چه سالم ماندند، بيشتر بودند از آن چه كشته شدند. و زنان بنى اسراييل را كه زنده مى گذاشتند، آنها را كنيزان خود قرار مى دادند.
پس بنى اسراييل به نزد موسى - عليه السلام - رفتند، و گفتند: اين گروه ، بر دختران و خواهران ما قرعه مى اندازند.
موسى به آنها امر كرد كه وقتى مردى از آن گروه ، قصد شما نمايد، بر محمد و آل طاهرين آن حضرت - صلوات الله عليهم - صلوات فرستيد. و آن زنان ، صلوات مى فرستادند. و خدا هر كه را كه قصد ايشان كرده بود، از ايشان باز مى داشت به اين كه مشغول شغل مى گرديد، يا به مرضى گرفتار مى شد، يا زمين گير مى گرديد، يا اين كه بر آن زن رحم مى كرد، و از آن زن مى گذشت .
و اتفاق نشد كه مردى از قوم فرعون ، بر زنى از بنى اسراييل برسد، و حق تعالى به واسطه صلوات ايشان را نجات ندهد.
غلبه يهود به بركت صلوات
خداوند به يهوديان وحى فرمود كه :
هر گاه دچار مصيبتى شدند، با صلوات بر پيامبر صلى الله عليه و آله و اهل بيت آن حضرت خود را نجات دهند.
ده سال قبل از ظهور پيامبر اسلام ، دو قبيله اسد و غطفان با گروهى از مشركان ، به يهوديان حمله كردند، يهوديان خدا را با صلوات بر پيامبر صدا زده و مشركان را شكست دادند.
پس از اين شكست دو قبيله اسد و غطفان ، سپاهى در حد سى هزار نفر را تشكيل داد و به جنگ يهوديان كه سيصد تن بيش نبودند آمدند، مشركان ، آب و غذا را از يهوديان منع كردند و به آنها گفتند: ما همه شما را كشته ، فرزندان و زنان شما را اسير نموده و اموال تان را غارت مى كنيم .
يهوديان اين بار با صلوات بر محمد و اهل بيت او عليهماالسلام خود را نجات دادند، به اين ترتيب كه پس از فرستادن صلوات ، با وجودى كه فصل تابستان بود باران باريد، و كاروانى كه حامل آذوقه بود نيز مخفيانه وارد قلعه يهوديان شد. در حالى كه مشركان در خواب بودند.
پس از آن كه از خواب بيدار شدند، گفتند: جنگ را زودتر آغاز كنيم ؛ زيرا يهوديان هم تشنه و هم گرسنه اند.
يهوديان گفتند: خداوند به ما هم طعام رسانيد و هم آب و ما قادر بوديم وقتى كه شما در خواب بوديد شما را بكشيم ؛ اما اين كار را نكرديم .
مشركان كه جريان را اين گونه ديدند، باز هم بر عناد خود افزودند و به يهوديان پيشنهاد مبارزه دادند، يهوديان اين بار نيز با تمسك به صلوات بر پيامبر صلى الله عليه و آله بر سى هزار مشرك پيروز شدند، در حالى كه تعداد آن ها سى صد نفر بيش نبود.
اين بود، يارى كردن حق تعالى ، يهود را بر مشركان ، به سبب آن كه بر محمد و اهل بيت آن حضرت صلوات فرستادند.
شرط استجابت دعاى امت پيامبر
شخص يهودى خدمت امير المؤ منين على - عليه السلام - آمد، و از فضل خاتم الانبياء - صلى الله عليه و آله - بر ساير انبياء - عليهم السلام - سؤ ال نمود، و گفت كه حق تعالى ملايكه را به سجده آدم - عليه السلام - امر كرد.
آن حضرت فرمود: افضل از آن را به محمد - صلى الله عليه و آله - كرامت نموده ؛ زيرا كه خود بر او صلوات فرستاد، و به ملايكه امر فرمود كه بر او صلوات فرستند، و عبادت عباد را تا روز قيامت ، در صلوات بر آن حضرت قرار داد، و فرمود كه : ان الله و ملائكته يصلون على النبى يا ايها الذين آمنوا صلوا عليه و سلموا تسليما و هر كه در حال حيات يا بعد از وفات آن حضرت ، بر او صلوات فرستد، حق تعالى به هر صلواتى ده صلوات بر آن كس مى فرستد، و ده حسنه به او عطا مى فرمايد.
و هر كه بعد از وفات آن جناب ، بر او صلوات فرستد، آن حضرت مطلع مى شود و بر آن كس صلوات و سلام مى فرستد، مثل صلواتى كه فرستاده است و حق سبحانه و تعالى ، دعاى امت او را، در هر چه از پروردگار سؤ ال نمايند، موقوف مى دارد و به اجابت نمى رساند، تا آن كه بر آن حضرت صلوات فرستند. و اين برزگ تر و عظيم تر است از آن چه به آدم - عليه السلام - عطا فرمود.